مناهج

مناهج
نگرش ها و دغدغه های حوزه و روحانیت

۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سودای مرجعیت» ثبت شده است

🔸 سال ۱۳۹۶ بود که آیت‌الله العظمی وحید خراسانی در جلسه‌ای که سران موسوم به نشست اساتید با ایشان ترتیب داده بودند، با آگاهی بر مطالبات مخاطبین خود و اطلاع از سودای مدعیان مرجعیت، از زهد و دنیاگریزی مراجع تقلید ماضی گفتند؛

 تا آنان که تشنه‌ی مرجعیت و مناصب دنیایی هستند، دندان طمع خود را بکشند و به یاد خدا و آخرت خویش بیفتند.

🔹 مع‌الأسف نصایح این مرجع تقلید، نه تنها در دلهای مملو از حبّ دنیا و حبّ مقام، مؤثر نیفتاد، بلکه با حرکت تبلیغاتی پرشتاب و فرار به جلو، در محافل خصوصی و نشستهای علما و فضلا و متدینین، دائما زمزمه کردند که ما شاگرد خاص آقای وحید هستیم! ما اجازه اجتهاد و حتی مجوز نشر رساله از ایشان داریم! تا جاییکه مدعی شدند ایشان احتیاطات خود را به ما ارجاع می‌دهند!!

🔹 تکثیر این وسوسه‌ها در ذهن و دل متدینین، باعث شد آیت‌الله العظمی وحید در سال ۱۳۹۷ و این بار صریح‌تر از قبل، بساط این حرف و حدیث‌ها را جمع کنند و برای همیشه ماهیت سکولارهای حوزوی و مدعیان مرجعیت را افشا سازند.

✅ معظم له، در پاسخ به این پرسش که «آیا حضرتعالی به شخص یا اشخاصی از تلامذۀ خود یا غیر آنها، توصیه فرمودید (ولو اشارتا) که رسالۀ عملیه چاپ نمایند؟»

صریح و شفاف، آب پاکی را بر دست سودجویان و سودازدگان مرجعیت ریختند:

 «أبداً حتی إشارةً، اگر کسی هم ادعا کرد نفی کنید، ما خودمان در کار خودمان گیر هستیم تا برسد به کار دیگران»

📌 دستخط معظم له در سایت ایشان موجوداست:

b2n.ir/AntiSoda

  • صادقی

🖋 حجت الاسلام جعفر ولایی منش 

🔸 پس از افشاگری در خصوص جلسه افطاری با طعم سکولاریسم، جریان رسانه‌ای این محافل، با رپرتاژ خبری گسترده، پلن دوم خود را اجرا نمود!

🔹 وجهه‌سازی رسانه‌ای محافلی که سودای مرجع‌سازی دارند، از آقای «عین ب»، به گونه‌ای کلید خورده و تداوم یافته است که حتی صدای اقشار سنتی حوزه هم درآمده است. 

آیا سیره آیت‌‌الله‌‌العظمی بروجردی قدس سره این بوده است؟!! آیا بزرگان تشیع به دنبال کسب مقامات دنیوی بوده‌اند؟! آیا این موافق سیره زهد و تقوای علوی است؟؟! کلا و حاشا...

⁉️ در همین راستا چند سؤال اصلی برای متدینین و دوستداران حفظ کیان مرجعیت مطرح است:

1⃣ به راستی آقای «ع ب» با پشتیبانی کدام محافل سیاسی جریان غرب‌گرا در سودای تصدی مرجعیت است؟ محافل آلوده سیاسی، چه منافعی از مرجع‌سازی سکولارها عایدشان خواهد شد؟!

2⃣ چرا در برهه‌ای که طلاب و فضلای حوزه علمیه قم، با مسائل گوناگون معیشتی دست و پنجه نرم می‌کنند، ۵۸ میلیارد تومان برای تعمیرات مسجد موروثیِ مرجع خودخوانده خرج می‌شود؟ این هزینه‌کرد عظیم در این وانفسای مالی حوزه‌های علمیه چه توجیه اقتصادی و مدیریتی دارد؟ منابع این هزینه‌کرد عظیم اقتصادی از کجاست؟ 

اگر تأمین این هزینه‌ها از دولت قبل است، مگر این آقایان همیشه نسخه‌ی استقلال برای حوزه نمی‌پیچند؟! چرا وقتی به خودشان می‌رسد آن کار دیگر می‌کنند؟! آن هم با هزینه‌کردهای اشرافی!!

3⃣ دفتر مرجع خودخوانده چرا یک عنصر بدنام #اخراجی و #خلع_لباس شده را که اخیرا برای تطهیر خود نامش را از «غین» به «نون» تغییر داده است، به عنوان همه‌کاره دفتر خود استفاده می‌کند؟

کسی که از پاکسازی دفتر خود از عناصر دارای پرونده فساد اقتصادی عاجز است چگونه ادعای آغاز مرجعیت اسلام و مسلمین دارد؟

4⃣ با کدام بودجه، هدایای سنگین چند ده میلیونی به تعدادی از سخنرانان و مداحان قم در جلسات محفلی اهدا می‌شود؟ یا در جلسه افطاری از کدام منبع مالی به تمام مداحان کارت هدیه چندصد هزار تومانی پرداخت گردیده است؟!! چه انگیزه‌هایی در پس این پول‌پاشی‌های مشکوک وجود دارد؟ 

5⃣ آیا کمترین شرط مرجعیت، برخورداری از اجازه اجتهاد مراجع تقلید ماضی نیست؟ 

به استناد اجازه اجتهاد کدامیک از مراجع مسلّم و فقهای کبار حوزه، اعلام مرجعیت می‌کنند؟ آیا مراجع تقلید فعلی و بزرگان دینی و فحول علمی کنونی حوزه‌‌های علمیه، فقاهت و اجتهاد مدعیان را تأیید کرده‌اند؟

🔻 سؤالات بسیار و ابهامات دیگری هم مطرح است؛ که در صورت تداوم اقدامات این مرجع خودخوانده، به تدریج مطرح خواهد شد؛

اما همگان بدانند متدینین در برابر بدعت سکولارها در هجمه بی‌سابقه به کیان مرجعیت ساکت نخواهند نشست. حتی با عملیات ایذایی و سرگرم‌سازی حوزه‌ها -توسط عناصر فریب‌خورده به مسائل حاشیه‌ای- نخواهند توانست حاشیه امنی برای خود دست و پا کنند که به تعبیر آیت الله‌العظمی وحید خراسانی «خوشا به حال کسانی که پا از گلیم خود دراز نکردند».

#یادداشت_مهمان

هجمه 

  • صادقی

📝 امثال شیخ انصاری پرهیز داشتند از انتشار رساله اما امروز...

👤 آیت الله العظمی وحید خراسانی؛ خطاب به نشست اساتید سال ۱۳۹۶

🔸 ... خوشا بحال کسانی که قدر خودشان را فهمیدند و پا از گلیم خود دراز نکردند. 

🔹 شیخ الطائفه کیست؟ یک شب در مجلس استفتاء وارد شدم بر مرحوم آقای خویی، فحل الفحول، دیدم متحیر هستند گفتم وجه تحیر چیست؟ 

فرمودند: رفتم در رجال و به حال شیخ طوسی رسیدم که از طوس به بغداد آمد تهذیب، استبصار در حدیث، عدة در اصول و رجال شیخ در علم رجال، فهرست در کتب، شخصیتی که بانی حوزه نجف بود و هر مجتهدی از آن حوزه در می آید ثمره شجره طیبه شیخ طوسی است، آیت الله خویی بهت زده بودند از چنین فحلی که کتاب دعایی نوشته است که ادعیه صباح و مساء را مردم عام قرائت کنند. 

این توفیقات آنها و این هم بدبختی ما!

🔹 نوبت رسید به صاحب جواهر پسر بیست ساله صاحب جواهر فوت شد به پدر خبر دادند آمد پای جنازه پسرش نشست دو ورق جواهر را نوشت گفت این هم برای تو بعد آهی کشید پرسیدند: این آه چه بود؟ گفت: سر آه من این است که این بچه در زمان فقر و تنگدستی من زندگی کرد صاحب جواهر با چه مشقتی زندگی کرد چنین مردی صاحب جواهر است، این روزگار سلف و این روزگار ما! 

این مسائل بهت انگیز است. 

🔹 محمد مکی کیست؟ شهید اول که عقل در مورد او مبهوت است در زندان ظرف همان روز لمعه را از طهارت تا دیات نوشت این شهید اول است و آن لمعه و آن زین الدین شارح، مهم این است که همین فحل کتابی دارد به عنوان بیان، کتاب دیگری دارد به نام دروس که از این کتاب ها روشن می شود که احاطه ایشان نسبت به مسائل تا چه حد بوده است.

🔹 نوبت به شیخ انصاری رسید همه شما اهل فضل هستید اولش می فرماید: «اعلم ان المکلف اذا التفت الی حکم شرعی» بعد از این مساله حالت نفسانی را ذکر می کند هیچ فکر کردید که چرا این جا می فرماید: «اعلم ان المکلف...» خود او قائل به شرعیت عبادات، حل این معما چگونه است این رسائل ایشان آن هم مکاسب ایشان که درس خارج شیخ برای میرزای شیرازی است این درس ها اما ایشان مادر پیری داشتند که برای مادرشان شهریه‌ای را معین کرده بود، پیرزنی با آن حوائج و گرفتاری به میرزای شیرازی شکایت برد که من با این مقدار شهریه چه کنم، میرزا پیش شیخ آمد و بیان کرد مادرت چنین روزگاری دارد شیخ فرمود: محال لایمکن است از این حق من بگذرم اما تو مجتهدی و اختیار داری، میرزا دست برد به زیر نگین‌ها و ریخت به دامن مادر شیخ و گفت همچون مادری مثل تو فرزندی مثل شیخ تربیت کند سزاوار این حد است این از علم ایشان و این هم از زهد ایشان.

🔹 صاحب جواهر در حال نزع بود. همه علماء اعلم را، آن وقت نجف خالی نبود نجفی که مهد کاشف الغطاء بود همه علما منتظر بودند که چه رخ می‌دهد دم جان دادن صاحب جواهر فرمود: شیخ مرتضی را بیاورید در حرم به شیخ گفتند: صاحب جواهر سراغ تو را گرفته است شیخ آمد و صاحب جواهر به ایشان گفت: کجا بودی، گفت در حرم برای شفای شما دعا می کردم که صاحب جواهر فرمود: من رفتم و این امت را به تو سپردم، این زهد ایشان است.

♨️ بعد از صاحب جواهر به شیخ رجوع کردند؛ شش ماه گذشت اما شیخ انصاری رساله‌ای برای مقلدین ندادند. 

علتش را از ایشان پرسیدند شیخ انصاری فرمودند: در زمانی که مباحثه می کردم کسی که به نام سعید العلماء در بابل از من اقوی بود با احراز اقوائیت او رساله دادن را جایز نمی دانم رجوع کردند به سعید العلماء در بابل وی گفت سلام مرا به شیخ برسانید و بیان کنید: استصحاب شما ساقط است وجه سقوط آن این است که آن زمان من اقوی بودم اما حالا شما اقوی هستید بعد که قاصد بازگشت و به شیخ پیغام سعید العلماء را رساندند فرمود: استصحاب ساقط است نتیجه این شد که شیخ رساله ای نوشتند و در حاشیه این رساله مکتوب فرمودند: در زمان غیبت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف عمل به رساله من از باب اکل میته و اضطرار مانعی ندارد. 

این علم و این زهد و این دیروز و این امروز! 

📌 مناهج:

امروز که تب رساله‌نویسی و سودای مرجعیت بیش از گذشته در بین سران نشست اساتید هویدا گشته است، مشخص می‌شود که آیت الله العظمی وحید خراسانی چه دقتی در انتخاب بیانات خویش با نشست اساتید داشتند و چگونه از ضمیر مخاطبین خود آگاه بودند!

علمای سلف را با اصرارهای مکرر و تمنا وادار به انتشار رساله می‌کردند؛ اما امروز افرادی هستند که با تمام ظرفیت رسانه‌ای و ... خود تمام جد و جهدشان این است که خود را مرجع جا بزنند!!

  • صادقی

📝 افطاری با ذائقه استقلال حوزه از نظام!

🔸 مطابق اخبار رسیده، امشب برخی سکولارهای حوزوی و طرفداران جدایی دین از سیاست در یکی از مؤسسات سکولارهای حوزوی، برای افطاری گرد هم آمده‌اند. 

🔹 همچنین شنیده‌ها حاکی از آن است که افطاری بهانه‌ای شده برای مرجع‌گزینی، تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری در راستای اهداف پیشین برخی نشست‌های خودخوانده حوزوی؛ 

🔹 خبرها حاکی از آن است که جلسه افطاری مشکوک برخی مدعیان جدایی حوزه از سیاست و اصلاح طلبان حوزوی در مؤسسه فهیم در حال برگزاری است؛ 

🔻 در این جلسه‌ی‌ افطاری، جمعی از اعضای نشست دوره‌ای اساتید حوزه از جمله آقایان علوی بروجردی، یثربی، فرزند یوسف صانعی، و تعدادی از اعضای مجمع غیر قانونی محققین و مدرسین از جمله ایازی، تعدادی از اعضای دانشگاه مفید و... حضور پیدا کرده‌اند. 

🔻 گفته می‌شود یکی از اعضای نشست دوره‌ای اساتید می‌خواهد حوالی عید فطر مرجعیت خود را به صورت گسترده اعلام کند و مقدمات اعلام آن در چنین جلساتی در حال هماهنگی می‌باشد. 

🔹 #حوزه_انقلابی به تمام سکولارهای حوزوی هشدار می‌دهد که در برابر مرجع‌سازی و اعلام مرجعیت خودخوانده سکولارها ساکت نخواهد بود و مدعیان استقلال حوزه از نظام و ولایت، آرزوهای خود را مانند پیشینیان خود بر باد رفته خواهند دید.

❇️ از اعضای جامعه محترم مدرسین، شورای عالی حوزه‌های علمیه و بزرگان انقلابی حوزه علمیه قم انتظار می‌رود در برابر بدعت‌های سکولارهای حوزوی، مواضع صریح خود را ابراز نمایند.

  • صادقی

🔸 سید محمدتقی خوانساری، سید صدرالدین صدر و سید محمد حجت کوه کمره‌ای، طی ۸ سال (خلال سال‌های ۱۳۱۵ش تا ۱۳۲۳ش) علاوه بر همکاری مشترک در سرپرستی حوزه علمیه قم، هر یک، مقام فتوا نیز داشتند.

با این وجود، سرپرستی حوزه علمیه قم را با ورود آیت الله بروجردی به قم به ایشان منتقل کردند.

✅ دنیاگریزی علمای سابق و فرار از احساس تکلیف‌های نفس‌ساخته، برای آحاد حوزویان باید #الگو باشد؛ کما اینکه دنیاطلبی عده‌ای در طمع رسیدن هرچه زودتر به مرجعیت، باید برایمان #عبرت باشد.

  • صادقی

استاد علوی بروجردی:
ایشان [آیت‌الله وحید] نه‌تنها در مقام(به دنبال) مرجعیت نبودند، بلکه با ورود در مرجعیت مخالف بودند.
در زمان آیت الله خویی، کسانی بودند که احتیاطات آیت الله خویی را به آیت‌الله وحید مراجعه می‌کردند؛ اما ایشان حاضر نبودند به‌صورت رسمی به مرجعیت ورود کنند. بعد از مرحوم آیت الله خویی، با اصرار بسیاری از افراد، ایشان ورودی پیدا کردند تا زمانی که جامعۀ مدرسین بعد از فوت مرحوم آیت‌الله حاج شیخ محمدعلی اراکی لیستی هفت نفره از مراجع برای معرفی ارائه کرد، نام ایشان در آن لیست بود اما ایشان با این اعلام #مخالف بودند و لذا عقب کشیدند.

یک تا دو سال ایشان عقب‌نشینی کردند و فرمودند که نمی‌خواهند وارد شوند و دراین‌باره صحبت هم کردند. تا اینکه به‌هرحال وارد شدند. لذا تمایل خود ایشان این بود که در مقام تحقیق و تدریس باقی بمانند و وارد این عرصه نشوند. درواقع، ایشان خیلی پرهیز داشتند؛ یعنی یکی از مصادیق تارکاً لِهواه بودند. منتها استدلالی که ما برای ایشان داشتیم این بود که اینجا مسئله خواستن یا نخواستن شما مطرح نیست یا صحبت هواپرستی نیست، بلکه حوزه شیعه به امثال شما نیاز دارد. این‌همه شما در حوزه‌ها زحمت کشیده‌اید و برای امام زمان کار کرده‌اید، الان برای تصدی مرجعیت به شما نیاز دارند. مرجعیت یک ریاست نیست، بلکه یک مسئولیت بسیار سنگین است که پذیرفتن آن، دوش بسیار بااستقامتی می‌خواهد که این بار را بر روی آن بگذارند. به‌هرحال ایشان ورود کردند.
yon.ir/FYbG7

مناهج:
افرادی که اظهار فضل و اطلاع دارند، طبق شواهد و مستندات تاریخی بنویسند و بنگارند که به صواب نزدیکتر است.
خود حضراتی که امروز در مقام مرجعیت برآمده‌اند بر سیره و رویه متداول حوزوی #مرجعیت_گریزی اعتراف دارند؛ چرا برخی چشمشان را بر حقایق تاریخی می‌بندند؟ الله اعلم..‌.

بر فرض که یکی دو مورد نقض تاریخی پیدا شود، آیا این تعداد موجب نسخ رویه‌ی دامنه‌دار چند قرن مشی علما و مراجع تشیع است؟! بی‌منطق و متعصب نباشیم.

  • علی مهدوی

تقابل علنی با سنت‌های عمیق حوزوی

علی مهدوی

 

با گذشت 12 سال از رحلت آیت‌الله فاضل لنکرانی(ره)، همچنان دفاتر ایشان در قم، تهران، کرج و مشهد، دایر هستند. پدیده‌ای که اگر نگوییم بی‌سابقه، کم سابقه است. طی ادوار مختلف،‌ سنت متداول حوزوی بر این استوار بوده و هست که دفاتر مراجع معظم تقلید پس از مرگشان تعطیل، مهر ایشان شکسته و فعالیت‌هایی همچون اخذ وجوهات شرعیه مردم به دیگر مراجع، ارجاع داده می‌شود. نمونه بارز آن شکستن مهر آیت‌الله موسوی اردبیلی(ره) است؛ که با استقبال گسترده علما روبرو شد و آیت‌الله مکارم فرمودند بقیه عزیزان (مثل استاد محمدجواد فاضل) چنین کنند. البته طبیعی است مرکزی به عنوان نشر آثار برای مرجع متوفی باقی بماند؛ اما فعالیت‌هایی فراتر از این، تقابل عملی با سنت حوزوی است.

 

این پدیده آثار و عواقب خطرناک بسیاری ممکن است به همراه داشته باشد. از جمله:

  • علی مهدوی

هادی چیت‌ساز

 

حضرت امام(ره) در منشور روحانیت، علاوه بر تخصص در فقه و اصول و سایر علوم حوزوی، شرایط دیگری را برای مجتهد می شمارند که عبارتند از:

۱.  احاطه به مسائل زمان خود

۲.  تخصص در مسائل سیاسی و اظهار نظر سنجیده

۳.  آشنایى به روش برخورد با حیلهها و تزویرهاى فرهنگ حاکم بر جهان،

۴.  داشتن بصیرت و دید اقتصادى،

۵.  اطلاع از کیفیت برخورد با اقتصاد حاکم بر جهان،

۶.  شناخت سیاستها و حتى سیاسیون و فرمولهاى دیکتهشده آنان؛

۷.  درک موقعیت و نقاط قوّت و ضعف دو قطب سرمایه دارى و کمونیزم؛

۸.  زیرکى و هوش و فراست هدایت یک جامعه بزرگ اسلامى و حتى غیر اسلامى

۹.  خلوص و تقوا و زهدى که در خور شأن مجتهد است

۱۰.  مدیر و مدبر

۱۱.  نگاه حکومتی به فقه

(صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۸۹)

 

اکنون جای این سؤالات است:

حضراتی که سودای مرجعیت دارند، به غیر از کارهای علمی حوزوی، چه سابقه ای در این شرایط دارند؟ مدیریت و مدبریت آنها کجا آزموده شده است؟

اگر در مسائل اقتصادی بصیرت دارند، چرا در مسئله FATF موضعی نگرفتند؟ یا چرا تا کنون در راستای تحقق نظریه اقتصاد مقاومتی، اعم از فعالیت علمی یا حمایتی، کاری نکرده‌اند؟

اگر جریان شناسی سیاسی دارند و از فرمولهای سیاسیون باخبرند، چرا با اعضا فتنه دیدار کرده، یا با سکوتشان از آنها حمایت می کنند؟

اگر نگاه حکومتی به فقه دارند، چرا با لیبرالها و سکولارها دیدار می کنند؟

 

جواب این سوالها، همان شاخص‌هایی هستند که ردای مرجعیت را هرگز اندازه تن سوداگران مرجعیت نمی‌داند. غیر از این است که می‌خواهند برای مرجعیت آینده، همه را از خودشان راضی نگه دارند؟ اینکه به سادگی از کنار این همه مسئله در جامعه می‌گذرند، تا نکند به کسی بربخورد، نباید ما را مشکوک کند؟

 

  • علی مهدوی

مصاحبه استاد محمدجواد فاضل

 

این حرف که اگر چیزی [از وجوهات مرجع متوفی] باقی مانده باید به یک مرجع اعلم داده شود؛ هیچ ملاک فقهی ندارد. ضابطه فقهی این است که وجوهات باید زیر نظر یک مجتهد مصرف شود. آنچه از یک مرجع باقی می‌ماند، حتی اگر [آن مرجع] یک وصی غیر مجتهدی برای آن قرار داد و معین کرد که کجا مصرف شود، باز از جهت فقهی مشکلی ندارد. پدر ما (آیت‌الله فاضل) فرموده: یا صرف شهریه کن یا مرکز فقهی یا آنچه خودت مصلحت می‌دانی!!

مقلدین ایشان نزد ما آمدند و گفتند یک سوال فقهی داریم: شما شخصا می‌توانید وجوهات بگیری یا خیر؟ گفتم: بله.

 اوایل مرجعیت رهبری از ایشان استفتائی شد: ایشان فرموده بودند: که وجوهات باید با نظر رهبری باشد [با اذن ایشان اخذ شود]. این در قم و بین آقایان مراجع سر و صدا داشت. من یک هفته هیچ تصرفی در وجوهات نداشتم و همان موقع (سال ۷۴ ، ۷۵) بررسی کردم که آیا واقعا خمس را باید داد به #ولی_فقیه یا هر مجتهد جامع‌الشرایطی می‌تواند بگیرد؛ همان زمان بر حسب ادله به این نتیجه رسیدم که هر مجتهدی «یجوز له الإفتاء» و هر مجتهدی «یجوز له اخذ الخمس»؛ با دو شرط: مجتهد باشد و مصرف درست داشته باشد.

 

حاج آقا مهدی شب‌زنده‌دار در آن جلسه (جامعه مدرسین) گفتند: مرحوم آشیخ کاظم تبریزی که در علمیت مورد اتفاق همه بود، افراد می‌آمدند و محاسبات خمسشان را نزد ایشان انجام می‌دادند؛ اما انقدر احتیاط می‌کرد که پول از اینها نمی‌گرفت. یعنی احتیاط اقتضا می‌کند که خمس نگیر...

منبع: مباحثات

 

در این دفتر چگونه به سؤال‌های مقلدین پاسخ داده می‌شود؟

آن‌ها که بر تقلید آقا باقی مانده‌اند اگر مسئله جدیدی داشته باشند #نظر_خودم را می‌پرسند و من نظر خود را برایشان می‌گویم و در مسائلی که نظر مرحوم والد سؤال می‌شود فتوای ایشان را بیان می‌کنیم.

معمولاً مرجع تقلید کسی را وصیّ خودش قرار می‌دهد که مجتهد باشد چون وصی او می‌خواهد در اموال و وجوهات شرعیه تصرف کند. بعد از فوت آقا خیلی از مقلدین ایشان از من خواستند که رساله بدهم حتی اینجا هم زیاد آمدند، ولی نپذیرفتم منتها اگر سؤالات جدید داشته باشند هم در سایت و هم در دفتر جواب می‌دهم.

منبع: شبکه اجتهاد

  • علی مهدوی

هادی چیت‌ساز

 

امروزه با اینکه بازار علوم انسانی و مباحث فقهی در آنها کساد است، اما بازار فقاهت در مسائل رساله‌ای داغتر از قبل شده است تا جایی که برخی بر خلاف سیره سلف، به استقبال مرجعیت رفته‌اند. افزون بر اینکه نیاز شدید جامعه به مسائل جدید و علوم انسانی بیشتر احساس می‌شود. رهبر معظم انقلاب در ضرورت این مسئله می‌فرمایند:

«به نظر ما در حوزه‌های علمیه بایستی اهداف جداگانه‌ای را مورد توجه قرار داد. یک هدف، ساختن مجتهد فقیه متخصص فنی. باید فقهائی باشند و مجتهدینی باشند؛ این یک هدف. افرادی با استعدادهایی در حدّ خاص، و با شوق و علاقه بایستی بروند طرف اینجور درس خواندن. در کنار اینها کسانی باشند که قدرت استنباط پیدا کنند و بتوانند از منابع اسلامی، معارف الهی را به دست بیاورند؛ اما نه به قصد اِفتاء. نه به قصد این‌که در فقه یک انسان متبحر متخصص بشوند، نه! به قصد این‌که بتوانند معارف اسلامی را که بحثهای فراوان و کتابهای فراوان و مباحث لازم برای به خصوص جامعه‌ی امروز ما در آنها هست، اینها را استخراج بکنند و دراختیار مردم بگذارند؛ در اختیار نظام بگذارند.

و ما امروز چقدر احتیاج داریم به اینجور استنباطها. در حقیقت مجتهدین درجه‌ی دو، که اینها اگر چه از لحاظ عمق فقهی و درسی، درجه‌ی دو هستند، اما ممکن است از لحاظ سعه‌ی نظر و مُتِحَنِّن بودن، از آن دسته‌ی اوّل حتی قویتر و بالاتر و همه‌جانبه‌تر باشند. (بیانات در مراسم سالگرد شهادت دکتر مفتح، ۲۶ آذر ۱۳۶۴)»

 

  • علی مهدوی