مناهج

مناهج
نگرش ها و دغدغه های حوزه و روحانیت

۲۰۶ مطلب با موضوع «پرونده‌ها» ثبت شده است

🖋 رضا حسینی

❓فرض کنید انقلاب اسلامی محقق نشده بود، وضعیت دینداری و تشیع، امروز در ایران چگونه بود؟

♨️ آذربایجان بهترین مصداق برای فهم این است که بدون تأسیس حکومت اسلامی توسط حوزه‌ها و ولایت فقیه، نه تشیعی خواهد ماند و نه حوزه‌ای!

🔹 کشور جمهوری آذربایجان از نظر درصد شیعیان، بافاصله بسیار کمی از ایران، دومین کشور شیعه -به لحاظ درصد جمعیت شیعیان- در جهان به حساب می‌آید که ۸۵ درصد جمعیتش را شیعه تشکیل می‌دهد؛ این کشور تا دوره قاجار جزء ایران بود اما طی قراردادهای گلستان و ترکمانچای از ایران جدا شد اما همچنان آداب و رسوم و فرهنگ ایرانی و شیعی در آن یافت می‌شد؛

🔹 با تسلط روسیه تزاری و پس از آن تسلط لائیک‌ها بر #حکومت آذربایجان، امروزه این کشور از نظر دینی و از نظر آموزه‌های تشیع، یک کشور #مرده به حساب می‌آید!

🔻 از نظر میزان استعمال #مشروب حتی در مهمانی‌های عادی، از نظر وجود کاباره‌ها و عیاشی‌های شبانه، از نظر ارتباط با اسرائیل، از نظر میزان پای‌بندی به حجاب، از نظر بی‌بند و باری در سواحل، از نظر میزان تقید به وجوهات شرعی (که اصلا‌ بسیاریشان نمی‌دانند وجوهات چیست!) از نظر ارتباط با داعش! از نظر امر به معروف سران حکومت و از منظرهای مختلف این کشور در وضع فاجعه‌باری قرار دارد!

🔻 به نحوی این کشور از نظر دینی عقب مانده نگه داشته شده است، که الهام علی‌اف بالاترین مقام یک کشور شیعه، در ایام شهادت امیرالمؤمنین و ماه رمضان در مراسم رقصی در مسجد شوشی (از بناهای تاریخی آذربایجان) شرکت می‌کند و همراه با تجار اسرائیلی به رقص می‌پردازد!

یا برگزاری مسابقات یورویژن (خوانندگی و رقاصی) که همراه با رژه همجنسبازان در باکو نیز بود! از دیگر شاهکارهای حکومت لائیک آذربایجان است!

❗️طبیعی است این حکومت به حوزه‌های علمیه نیز رحم نمی‌کند و در حرکتی حساب‌شده بعد از تخریب گسترده حوزه‌های علمیه، در صدد پرورش دکترای الهیات و اعزام آنها به مساجد است! و به نحوی حوزه‌های علمیه را عقب نگه داشته‌اند که این شیعیان مظلوم -با همه مشکلات امنیتی و خطرهایی که برایشان ایجاد می‌شود- مجبورند به حوزه‌های ایران برای تحصیل بیایند!

در گذشته‌ای نه چندان دور شهرهای لنکران، و بادکوبه (باکو) علمای بزرگی به جامعه تشیع تقدیم کرده‌اند که با ادامه روند کنونی بعید است چیزی از دین باقی بماند (هرچند همیشه اقلی از دینداران در همه جا وجود خواهند داشت).

🔹 جان کلام این که سرنوشت محتوم جدایی دین از سیاست، کشور آذربایجان است که با ۸۵ درصد شیعه، از نظر اخلاقی در منحط‌ترین وضعیت به سر می‌برد!

♨️ اگر سکولارهای حوزوی مایل به جدایی دین از سیاست هستند، حاضریم برای آنها بلیط یک‌طرفه به باکو تهیه کنیم تا طعم حوزه مستقل را بهتر بچشند!

❇️ هرچند سکولارهای حوزوی بهتر از هرکسی می‌دانند که حوزه‌های علمیه در ایران اسلامی مستقل هستند و صرفا از این شعار به جهت دستیابی به مقاصد شوم خود استفاده می کنند.

  • صادقی

📝 بازداشت مسؤولین دفاتر آیات فیاض و محقق کابلی

🔸 طالبان دفترهای آیت‌الله محمداسحاق فیاض و آیت‌الله محقق کابلی، دو مرجع تقلید شیعیان را در شهر غزنی افغانستان بستند.

به گفته برخی منابع، در روزهای اخیر افراد طالبان در چند نوبت دفاتر این دو مرجع مذهبی را بازرسی کرده و مسئولان آن را بازداشت کرده‌اند. طالبان دلیل بستن این دفاتر را نداشتن مجوز فعالیت عنوان کرده‌اند.

🔹 منابع معتبر می‌گویند که طالبان دو نفر از مسئولان دفتر آیت‌الله فیاض را پس از بازداشت با قید ضمانت آزاد کرده‌اند اما مسئولان دفتر آیت‌الله محقق کابلی هنوز در بازداشت طالبان به‌سر می‌برند.

🔹 دفاتر مرکزی آیت‌الله فیاض و آیت‌الله محقق کابلی در شهر نجف عراق است. این دو مرجع شیعیان افغانستان در شماری از ولایت‌های عمدتاً شیعه‌نشین دفاتر منطقه‌ای دارند.

🔹 طالبان درحالی دفاتر مراجع تقلید شیعیان را بسته‌اند که اخیراً سخنگوی این گروه در واکنش به گزارش وزارت خارجه امریکا مبنی بر نقض شدید آزادی مذهبی در افغانستان گفت که «همه حقوق اقلیت‌های مذهبی در افغانستان محفوظ است».

♨️ طالبان پس از بازداشت مسئولان دفتر این دو مرجع تقلید به آن‌ها گفته‌اند: 

«شما دولت در درون دولت ایجاد کردید. مکتب و مدرسه می‌سازید، دعوا حل می‌کنید. کمک جمع‌آوری و کمک توزیع می‌کنید. دفتر ثبت ازدواج و طلاق دارید».

مقام‌های طالبان به مسئولان دفتر این مراجع تقلید گفته‌اند که باید از وزارت حج و اوقاف این گروه مجوز فعالیت بگیرند.

🔹 حوزه فعالیت دفاتر مراجع تقلید در افغانستان متنوع و گسترده است. مسئولان این دفاتر به سوال‌های شرعی مراجعان پاسخ می‌دهند، دعواهای خانوادگی را حل و فصل می‌کنند، دفترهای عقد نکاح و طلاق دارند، وجوهات شرعی مردم را دریافت و مصرف آن‌ها را محاسبه می‌کنند، کمک‌های خیریه جمع‌آوری و به نیازمندان کمک‌ می‌کنند. دفترهای مراجع تقلید همچنین ضمن اداره مدارس دینی، شفاخانه و مکتب نیز می‌سازند.

🌐 دولت دین

📌 مناهج:

سکولارهای حوزوی وقتی از «استقلال حوزه پیش از انقلاب اسلامی» سخن می‌گویند و برایش هزار افسوس و حسرت می‌خورند، مرادشان همین استقلال حوزه‌های علمیه افغانستان است؟! که حتی اجازه اجرای احکامی همچون نکاح و طلاق و اخذ وجوهات ندارند؟!

یا اینکه به خوبی از بسط ید و توسعه حوزه‌های علمیه پس از انقلاب باخبرند و صرفا به جهت سودای مرجعیت، تاریخ را تحریف می‌کنند و دنبال جمع‌کردن مرید و مقلد هستند؟!

در آینده بیشتر از سکولارهای حوزوی خواهیم گفت...

  • صادقی

📝 چند خطی در پاسخ به استاد عندلیب همدانی

 🖋 محمد متقیان تبریزی

 

🔢 بخش دوم

💢 رابطه اقامه شعائر و زیست اخلاقی

استاد عندلیب فرموده‌اند: «چگونه می‌توان شعائر الهی را بدون اخلاق انسانی و عدالت اجتماعی، معیار تحقق دین در جامعه دانست، مگر هدف دین، زیست اخلاقی و برپایی عدالت نیست؟»

۱_ در عین باور به این نکته که اخلاق و عدالت، دو معیار از معیارهای تحقق دین هستند اما بسیار جای تعجب است که استاد، چرا «اقامه‌ شعائر» را امری غیر از «زیست اخلاقی» می‌داند؟ حضور در مراسم عزاداری، جلسات مناجات و لیالی قدر، اعتکاف و توسل، نمونه‌های بارز اقامه شعائر هستند، آیا این اعمال، امری غیر از زیست اخلاقی هستند؟ بله، این اعمال تمامِ زیست اخلاقی انسان نیست اما غیر از آن هم نیست، پس دوگانه‌سازی اینچنینی، خالی از دقت است. و تعبیر درست آن است که گفته شود: علاوه بر اقامه شعائر، باید به رفتارهای اخلاقی دیگر نیز توجه نمود، و چه کسی این توصیه بجا را انکار خواهد نمود؟

۲_  پرسش از استاد این است که؛ اگر بنای جامعه بر زیست اخلاقی باشد، چه باید بکند؟ آیا مگر غیر از این است که یکی از مهمترین بسترهای اجتماعیِ رواج اخلاق در جامعه، وعظ و خطابه و توبه و مناجات و بکاء است؟

قطعاً ایشان هم چنین باوری دارند، پس نباید در دوگانه کاذب (اقامه شعائر یا زیست اخلاقی) قرار گرفت و بلکه، باید تأکید نمود بر اینکه اقامه شعائر، مقدمه‌ای است برای زیست اخلاقی. و اگر هم ادعا شود که زیست اخلاقی جامعه ایرانی مبتلا به نقیصه است، نیاز به پژوهشهای دقیق دارد که در متن ایشان منعکس نشده است. 

۳_ از درون اقامه شعائر، و از متن فرهنگ حسینی است که مجاهدت پزشکی در دوران کرونا، ایثار کریمانه با طرح مواسات، بذل مال و منال در بلایا و‌ حوادث از سوی گروه‌های جهادی متولد و در سطح جامعه به شکل چشمگیری فراگیر می‌شود.

آیا می‌توان ایثار و مجاهدت بی ‌چشم‌داشت را زیست اخلاقی ندانست؟ و آیا می‌توان این دو اخلاق والامرتبه را بی‌ارتباط با اقامه شعائر -علی الخصوص شعائر حسینی- دانست؟

💢 و اما درباره عدالت اجتماعی

🔹 پرواضح است که تحقق عدالت اجتماعی، در اولین و مهمترین مرحله، متوجه مسئولین و حاکمان جامعه است، هرچند مردم نیز باید عدالتخواه باشند تا تحقق عدالت آسان گردد. حال، اگر مقام معظم رهبری (دام ظله الوارف) از عقب‌ماندگی در زمینه عدالت اجتماعی می‌گویند، این امر متوجه به مدیران نظام است نه مردم. درحالیکه، موضوع دینداری، ارتباط مستقیم با بدنه و آحاد مردم دارد. پس نمی‌توان وظیفه اولیه حاکمیت را به پای مردم نوشت. 

و همچنین پرواضح است که؛ تحلیل عقب‌ماندگی نظام در مقوله عدالت اجتماعی به رفتارهای فردی مدیران، نوعی «تقلیل مسئله» است. مهمترین عاملی که فقرآفرین، فسادزا و تبعیض‌ساز است نه رفتار فردی چند مدیر بلکه «ساختارهای فسادزا» است. مدیر بانکی که تهجد و نمازشبش ترک نمی‌شود، نمی‌تواند سیستم اداره بانک را به سمت مستضعفین بچرخاند، و این سیستم است که بر او غلبه کرده و مسیر سرمایه‌داری را در پی خواهد گرفت. 

🔹 و حال، این پرسش مطرح می‌شود که: در تبدیل ساختارهای فسادزا به ساختارهای عدالت آفرین، چه سهمی داشته‌ایم؟ 

حوزه‌های علمیه، علما و اساتید و محققین عرصه فقاهت که همواره در طول تاریخ منادی اخلاق و عدالت بوده‌اند، آیا سهم خود را اداء کرده‌اند یا اینکه بنای خویش را صرفا بر توصیه و نصیحت گذارده‌اند؟ 

به نظر می‌رسد، باید به میدان درآمد و نرم افزار اداره جامعه اسلامی را از متن وحی استخراج نمود و از اسارت اندیشه غربی رهانید، و سپس، توقع آن را داشت که عدالت اجتماعی تحقق یابد. و اگر گمان بریم که با نگارش کتاب و ارائه سخنرانی و توصیه‌نامه‌های مجازی بتوانیم کاری پیش ببریم، سخت به بیراهه رفته‌ایم.

  • صادقی

📝 چند خطی در پاسخ به استاد عندلیب همدانی

 🖋 محمد متقیان تبریزی

 

🔢 بخش نخست: رابطه قلت و کثرت

🔸 استاد عندلیب همدانی، در راستای دغدغه‌های اجتماعی خود، نکاتی را درباره شاخصه دینداری فرموده‌اند که به نظر می‌رسد، ابهامات و پرسش‌هایی درباره آنها وجود دارد. 

🔻 ایشان فرموده‌اند: «هرگز نباید صرف برپایی شعائر و یا حضور در مراسم و محافل دینی توسط عده‌ای از مردم را نشانه دینداری اکثریت جامعه دانست».

1️⃣ آیا در مراسمات مذهبی، با «عده‌ای از مردم» به مثابه گروه و فرقه و جمعی خاص روبروییم که در شهر و استان و بخشی مشخص از کشور، به اقامه شعائر می‌پردازند، یا اینکه، آن عده از مردم، در تمام استانها و شهرها و محلات و روستاها حاضرند؛ به گونه‌ای که هیچ‌گاه منطقه‌ای خالی از اقامه شعائر نیست، هرچند با تعداد افراد کمی تشکیل شود؟ 

گویا در ذهن استاد عزیز، عده‌ای از مردم، به صورت یک ترکیب جمعیتی مشخصِ منفکِ جدا افتاده از اکثریت جامعه تلقی شده است در حالیکه خود ایشان نیز بعید است چنین باوری داشته باشند.

2️⃣ وجود اجتماعاتِ متکثرِ منتشرِ در جای جای کشور، نشان از آن دارد که فضا و جو اجتماعی، دینی و مذهبی است، و اگر چنین نبود و فقط عده‌ای از مردم دغدغه اقامه‌ی دین داشتند، قطعاً نمی‌توانستند در بدنه‌ی جامعه منتشر گردند و حتماً منزوی شده و به گوشه‌ای خزیده و مناسک خود را در خلوت برپا می‌داشتند. 

وجود فضا و جو غالب دینی نیز حکایت از آن دارد که آن «عده ای از مردم» در حقیقت مرتبط با آن «اکثریت جامعه» است و از آن بریده نیست، و حتی از آن اکثریت نیز نمایندگی می‌کند. 

بنابراین به نظر می‌رسد در این تحلیل باید دقت نمود که جامعه را به موزائیک‌های کنار هم چیده‌شده تقلیل ندهیم، به گونه‌ای که برخی از انسانها را تبدیل به «عده» نموده و در کنار «اکثر» به حساب بیاوریم. بلکه بدنه‌ی جامعه یک پیکر واحد است که در این پیکره، هم عالم است و هم جاهل؛ هم عابد است و هم فاسق؛ که باید دید غلبه جو اجتماعی با کدام است؟ 

به عنوان نمونه پاسخ این پرسش را می‌توان از اجرای سرود «سلام فرمانده» به دست آورد. وقتی که این اجرا، می‌تواند یک موج اجتماعی بزرگ در شهرهای متعدد بیافریند، باید به گستره این موج و ریشه‌های آن در دل دریا نگریست؛ نه اینکه با نظر به تعداد افراد حاضر در مراسم و شمارش آنها، چشم خود را بر اکثریتِ قرار گرفته در وراء آنها بست.

 

📌 ادامه دارد...

  • صادقی

📝 خطاب به حوزه‌های علمیه 

🔸 وصیت اینجانب به حوزه‌های مقدسه‌ی علمیه آن است که کراراً عرض نموده‌ام که:

🔻 در این زمان که مخالفین اسلام و جمهوری اسلامی کمر به براندازی اسلام بسته‌اند و از هر راه ممکن برای این مقصد شیطانی کوشش می‌نمایند، و یکی از راه‌های با اهمیت برای مقصد شوم آنان و خطرناک برای اسلام و حوزه‌های اسلامی #نفوذ دادن افراد منحرف و تبهکار در حوزه‌های علمیه است:

    1⃣ که خطر بزرگ کوتاه مدت آن بدنام نمودن حوزه‌ها با اعمال ناشایسته و اخلاق و روش انحرافی است

    2⃣ و خطر بسیار عظیم آن در درازمدت به مقامات بالا رسیدن یک یا چند نفر شیاد که با آگاهی برعلوم اسلامی و جا زدن خود را در بین توده‌ها وقشرهای مردم پاکدل و علاقه‌مند نمودن آنان را به خویش و ضربه‌ی مهلک زدن به حوزه‌های اسلامی و اسلام عزیز و کشور در موقع مناسب می‌باشد. 

♨️ و می‌دانیم که قدرتهای بزرگ چپاولگر در میان جامعه‌ها افرادی به صورتهای مختلف از ملی‌گراها و روشنفکران مصنوعی و #روحانی‌نمایان که اگر مجال یابند از همه پرخطرتر و آسیب رسانترند ذخیره دارند که گاهی سی ـ چهل سال با مشی اسلامی و مقدس‌مآبی یا «پان ایرانیسم» و وطن پرستی و حیله‌های دیگر، با صبر و بردباری در میان ملتها زیست می‌کنند و در موقع مناسب مأموریت خود را انجام می‌دهند. 

🔹 و ملت عزیز ما در این مدت کوتاه پس از پیروزی انقلاب نمونه‌هایی از قبیل «مجاهد خلق» و «فدایی خلق» و «توده‌ای‌»ها و دیگر عناوین دیده‌اند، و لازم است همه با هوشیاری این قسم توطئه را خنثی نمایند.

❇️ و از همه لازمتر حوزه‌های علمیه است که تنظیم و تصفیه‌ی آن با مدرسین محترم و افاضل سابقه‌دار است با تأیید مراجع وقت. 

و شاید تز «نظم در بی‌نظمی» است از القائات شوم همین نقشه‌ریزان و توطئه گران باشد.

🔹 در هرصورت وصیت اینجانب آن است که در همه‌ی اعصار خصوصاً در عصر حاضر که نقشه‌ها و توطئه‌ها سرعت و قوّت گرفته است، قیام برای نظام دادن به حوزه‌ها لازم و ضروری است؛ که علما و مدرسین و افاضل عظیم‌الشأن صرف وقت نموده و با برنامه‌ی دقیق صحیح حوزه‌ها را و خصوصاً حوزه علمیه‌ قم و سایر حوزه‌های بزرگ و با اهمیت را در این مقطع از زمان از آسیب حفظ نمایند.

🔹 و لازم است علما و مدرسین محترم نگذارند در درسهایی که مربوط به فقاهت است و حوزه‌های فقهی و اصولی از طریقه‌ی مشایخ معظم که تنها راه برای حفظ فقه اسلامی است منحرف شوند، و کوشش نمایند که هر روز بر دقتها و بحث و نظرها و ابتکار و تحقیقها افزوده شود؛ وفقه سنتی که ارث سلف صالح است و انحراف از آن سست شدن ارکان تحقیق و تدقیق است، محفوظ بماند و تحقیقات بر تحقیقات اضافه گردد. 

🔹 و البته در رشته‌های‌ دیگر علوم به مناسبت احتیاجات کشور و اسلام برنامه‌هایی تهیه خواهد شد و رجالی در آن رشته تربیت باید شود. و از بالاترین و والاترین حوزه‌هایی که لازم است به طور همگانی مورد تعلیم و تعلم قرار گیرد، علوم معنوی اسلامی [است]، از قبیل علم اخلاق و تهذیب نفس و سیر و سلوک الی الله ـ رزقنا الله و ایاکم ـ که جهاد اکبر می‌باشد.

  • صادقی

🖋 جعفر ولایی منش

🔸 توهین بی‌سابقه رسانه‌های صهیونیستی به امام هشتم علیه السلام و تقدیر غرب‌گرایان ایرانی و عناصر اجاره‌ای آنان یعنی سلبریتی‌ها از این رویداد ضد فرهنگی، با واکنش صریح جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و بزرگان و علمای انقلابی حوزه علمیه همراه شد؛ اما از چهره‌ها و مراجع ساختگی غرب‌گرایان چیزی جز سکوت مشاهده نشد!

⁉️ چگونه است که وقتی عنصری نه چندان شناخته شده، انتقاد کوچکی به علما می‌کند، چهره‌های مشهور سکولارها، فریاد وا اسلاما سر می‌دهند و با اظهار مصیبت فراوان اعلام می‌دارند که به کیان شیعه توهین بی‌سابقه شده است! حال اما در برابر توهین و اهانت بی‌سابقه سلبریتی‌های وابسته و تأیید چهره‌های سیاسی غرب‌گرایان به ساحت مقدس حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام، سکوت بی‌سابقه‌ای در پیش گرفته‌اند! 

⁉️ به راستی کدام اتاق فکر صهیونیستی، دارد سکولارهای حوزوی و سلبریتی‌های هنجارشکن را مدیریت می‌کند که اینچنین با تأیید و سکوت از کنار چنین فاجعه عظمایی به راحتی آب خوردن عبور کنند؟

‼️ چگونه است که در جریان حادثه دردناک متروپل، با وجودی که وزیر دولت، وزارت خانه را رها می‌کند و قوه قضائیه، شهردار فعلی و سابق و اسبق آبادان و مسببان گوناگون این واقعه را دستگیر می‌کند و نظام اسلامی با تمام قوا از نماینده ولی فقیه تا قرارگاه‌های سپاه و بسیج و آستان قدس و نیروهای گوناگون جهادی، پای کار مصیبت مردم آبادان هستند، یکی از همین مراجع خودخوانده‌ی سکولارها، علیه نظام موضع‌گیری می‌کند تا بلافاصله دشمنان قسم‌خورده‌ی جمهوری اسلامی، آن را در رسانه‌های معارض و معاند، بازتاب گسترده دهند و آنرا مصداق نارضایتی حوزه علمیه قم علیه نظام ارزیابی کنند، ولی هم اینان در برابر توهین علنی به امام معصوم علیه السلام به گونه‌ای برخورد می‌کنند که صدا از سنگ در می‌آید ولی از اینان نه!

❇️ بی‌تردید عموم مردم متدین و نیز بدنه‌ی انقلابی‌ حوزه، این سکوت ناصواب را در این وقایع فراموش نخواهند کرد و بی‌تردید ادعای پوشالی سکولارهای حوزوی را در دفاع از ولایت معصومین علیهم السلام و کیان اسلام و تشیع، جز حربه‌ای سیاسی برای پیشبرد منافع پوچ خود در تضعیف اسلام و تشیع و انقلاب و نظام اسلامی تفسیر نخواهند کرد.

قُلْ فَانْتَظِرُوا إِنّی مَعَکُمْ مِنَ المنتظرین

  • صادقی

📝 جلوه‌های دینداری مردم

🖋 حسین شریعتمداری

🔸 در دوران دانشجویی به اتفاق ۳ تن دیگر از دوستان دانشجو عازم اصفهان بودیم. 

افق مشرق نقره فام شده بود ولی راننده اتوبوس برای نماز صبح توقف نمی‌کرد. 

❓دوستانه از راننده پرسیدیم برای ادای نماز توقف نمی‌کنید؟ پاسخش مثبت بود اما دقایقی گذشت و توقف نکرد. یکی از دوستان به راننده گفت ما را برای نماز پیاده کنید و شکایتی هم نداریم. 

🔹 راننده اتوبوس به غیرتش برخورد و گفت من مخلص همه جوانان نماز‌خوان هستم و [...] توقف کرد. 

❇️ از سی و چند مسافر اتوبوس ۲۳ نفر برای نماز پیاده شدند!

❗️با تعجبی آمیخته به شرم از آقایی که حدود ۵۰ سال داشت پرسیدم؛ شما که اهل نماز هستید چرا ساکت بودید؟ 

با شرمندگی گفت؛ نمی‌دانستیم که اکثر مسافران نمازخوان هستند!

♨️ اگر افراد جامعه احساس کنند دیدگاه و نظر آنها در «اقلیت» قرار دارد و اکثر افراد جامعه دیدگاه و نظری متفاوت با آنها دارند، به طور معمول و براساس یک قاعده فراگیر -استثناها مورد نظر نیست- علاقه و تمایلی به ابراز نظر و عقیده خود نخواهند داشت و بیم آن دارند که به خاطر ابراز عقیده و نظر متفاوت خویش در انزوا قرار گیرند.

بر این اساس یکی از ترفندهای خطرناک #عملیات_روانی ساخته شده است.

🔹 این ترفند که از آن با عنوان «مارپیچ سکوت -SILENCE SPIRAL‌» یاد می‌شود [...] اولین بار در سال 1974 (1353) از سوی خانم «الیزابت نئول نیومن» آلمانی و در کتاب «افکار عمومی- پوست اجتماعی» مطرح شد. چگونگی بهره‌گیری از این نظریه یکی از ده‌ها -و اکنون صدها- ماده درسی است که در سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و اروپا به افسران عملیات روانی آموزش داده می‌شود.

🔹 مارپیچ سکوت، یک دالان و کریدور فرضی است که دیواره آن را رسانه‌ها می‌سازند. 

کاربرد مارپیچ سکوت هنگامی است که اعتقادات و باورهای مردم با اهدافی که دشمن درپی آن است همخوانی نداشته باشد. دشمن در این حالت باور اکثریت را درون مارپیچ سکوت می‌ریزد و با استفاده از رسانه‌هایی که در اختیار دارد و روزنامه‌نگاران مزدوری که به خدمت گرفته است، تلاش می‌کند تا باورها و اعتقادات مورد قبول اکثریت مردم را در اقلیت و باورهای مورد نظر خود را به عنوان باور و خواست اکثریت مردم معرفی کند! 

🔹 در آموزه‌های اسلامی آمده است که «صلوات بلند‌» نفاق را از بین می‌برد. چرا؟ 

برای این که وقتی کسی با صدای بلند صلوات می‌فرستد، هویت خویش را ابراز داشته و تابلوی باورها و اعتقادات خود را روی دست گرفته است.

🔹 ترفند مارپیچ سکوت اگر چه مدت‌هاست که در ایران اسلامی به کار گرفته شده و هنوز هم می‌شود ولی هر از چندگاه با دیوار بلند و سد مستحکم باورهای اسلامی ملت رو‌به‌رو شده و ناکام مانده است و از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1⃣ درپی شهادت حاج قاسم سلیمانی، ده‌ها میلیون نفر در ایران اسلامی برای بزرگداشت مقام آن شهید بزرگوار به صحنه آمده و در تشییع پیکر پاک وی حماسه‌ای عظیم آفریدند.

2⃣ طرح عادلانه کردن یارانه‌ها با تبلیغات سوء و کم‌نظیر دشمنان بیرونی و پادوهای داخلی آنها رو‌به‌رو شد ولی در مجموع از جمعیت ۸۵ میلیونی ایران اسلامی فقط چند هزار نفر در ۱۴ استان کشور به خیابان آمدند و بسیاری از آنها نیز از یک سو بعد از توضیح مسئولان و از سوی دیگر با مشاهده اراذل و اوباشی که جلودار بودند پا پس کشیدند.

3⃣ و اما، به عنوان تازه‌ترین نمونه از این دست می‌توان به سرود فاخر، جذاب و روح‌نواز «‌سلام فرمانده‌» اشاره کرد.

این سرود از نخستین روزهای اجرای آن با انبوه پر حجمی از تبلیغات سوء دشمنان ریز و درشت خارجی و داخلی رو‌به‌رو شد ولی علی‌رغم این حجم گسترده هجوم، همه‌روزه بر استقبال پر شور مردم به ویژه نسل جوان و دهه نودی‌ها از آن افزوده شده است تا آنجا که کمتر کسی را می‌توان یافت که سرود سلام فرمانده را زیر لب زمزمه نکند‌.

✅ وقتی همه #شواهد از عمق و وسعت باورهای اسلامی و انقلابی در میان مردم حکایت می‌کند چرا باید صبر کنیم تا حماسه‌هایی نظیر سه نمونه یاد شده به میان کشیده شود و آنگاه گستره دلباختگی توده‌های عظیم مردم به اسلام و انقلاب و نظام را به نمایش بگذاریم؟ 

و چرا نباید پرچم باورها و هویت اسلامی و انقلابی خود را بی‌وقفه برافراشته نگاه داریم؟! 

✅ باطل‌السحر ترفند مارپیچ سکوت، فریاد در اعلام باورهاست چیزی شبیه همان صلوات با صدای بلند.

🌐 کیهان

  • صادقی

📝 درایت میرزاى شیرازى در تأیید افراد

👤 شهید آیت الله مطهری

🔸 در میان علما و مراجع گذشته در این صد سال اخیر، مرحوم میرزاى شیرازى (میرزاى بزرگ، مرحوم حاج میرزا محمدحسن، صاحب فتوای تحریم تنباکو) از کسانى است که در علم و در عقل و در تقوا تقریباً در طراز اول است،

🔹 و مخصوصاً در صفا و معنویت شاید در طبقه مراجع کسى به حد او نرسیده یا کمتر رسیده است،

و ظاهرش هم هیچ نشان نمی‌داد؛ خیلى مرد عجیبى بوده است.

🔹 در یکى از شهرستان‌ها یک ملایى بوده است، بعضى از دوستان میرزا گفته بودند ما نامه‌اى خدمت ایشان نوشتیم و از ایشان تأیید خواستیم که این آقا در این شهرستان هست؛

🔹 مرتب نامه به ایشان نوشتیم که فلان شخص در این شهر مردى است خیلى عالم، در این حد عالم است، مجتهد است و خیلى هم باتقوا، شما ایشان را تأیید کنید، مثلًا اجازه به ایشان بدهید.

🔹 مى‏‌گوید: ما نامه نوشتیم، میرزا جواب نداد. بار دیگر نامه می‌نویسد، باز تعریف مى‏‌کند که این مردى است بسیار عالم و باتقوا، هم علمش را تأیید مى‏‌کند و هم تقوایش را. باز میرزا جواب نداد.

❓ تا بالاخره آن کسى که این‏همه او را تأیید مى‏‌کرده بلند می‌شود مى‌رود سامره که چرا میرزا جواب نداد، آیا به حرف ما اعتماد نکرد؟

❗️ رفت و گفت: آقا! چرا ما هرچه براى این آقا تأیید خواستیم شما تأیید نکردید، چرا نامه‌هاى ما را جواب ندادید، آیا حرف ما را قبول ندارید که او مرد عالم و باتقوایى است؟

فرمود: چرا، همه حرف‌هاى شما را قبول کردم. 

گفت: پس چرا شما تأیید نکردید؟

♨️ فرمود: تو همواره در نامه‏‌هایت نوشتى که این چقدر عالم است و چقدر باتقواست،

در یک نامه‏‌ات ننوشتى که عقلش در چه حدى است!

❇️ براى ملّا، علم و تقوا کافى نیست؛

 عقل و فکر و دوراندیشى و هوشیارى و ادراک شرایط زمانِ خودش و شناختن مردم، اینها خودش رکن اساسى است.

🔻 خیلى هم عالم و باتقوا باشد اما یک آدم ساده ‏دل، نتیجه چیست؟ ابزاردست شیّادها مى‌‏شود،

🔻 یعنى ابزارى از اسلام در دست ضداسلام‌ها، 

ابزارى از علم و تقوا در دست فاسق و فاجرها؛ فایده ‌اش چیست؟ 

تو هیچ اسمى از آن مسأله عمده نبرده بودى.

🔻 من نمى‏‌توانم کسى را فقط به دلیل علم و تقوا تأیید کنم درصورتى‏که براى من محرز نیست که از نظر عقل و تدبیر و هوشیارى و درک شرایط زمان و درک و شناخت مردم در چه حدى است.

🔹 بسیار خوب، آدم عالم و باتقوا براى خودش آدم خوبى است،

✅ اما من نمی‌توانم مقدّرات اسلامى مردم را در دست کسى بدهم که عقلش براى من محرز نیست.

📗 مجموعه آثار استاد شهید مطهرى، ج ۲۷، صص ۵۰۷ و ۵۰۸؛ با ویرایش جزئی

  • صادقی

‼️ از دیروز فیلمی در فضای مجازی با عنوان احتکار روغن توسط روحانیون منتشر شده است، اما واقعیت ماجرا را در این کلیپ ببینید. 

  • صادقی

مشایخ سوء

۲۶
ارديبهشت

🎥 آخوندهایی که سیاست را از دین جدا می‌کنند

👤 آیت الله جوادی آملی

  • صادقی