مناهج

مناهج
نگرش ها و دغدغه های حوزه و روحانیت

طبقه بندی موضوعی

۴۳ مطلب با موضوع «حوزه انقلابی» ثبت شده است

📝 صدا و سیما صدای حوزه را انعکاس دهد

👤 آیت‌الله حسینی‌بوشهری در دیدار جمعی از نمایندگان مجلس

🔸 صداوسیما با این همه امکانات و تشکیلات طویل و عریض، لازم است در انعکاس صدای حوزه و مراجع عظام تقلید به صورت قوی‌تری عمل کند، تا مردم گمان نکنند روحانیت ساکت نشسته است.

🔹 اگر جامعه به سکوت کشیده شود و مطالبه‌ای در جهت حفظ ارزش‌های اسلام و انقلاب صورت نگیرد، شاهد رنگ باختن این ارزش‌ها در جامعه خواهیم بود. فریاد مطالبه‌گری، فریادی است که هیچگاه نباید خاموش شود. 

  • صادقی

💠 امام خامنه‌ای، امروز در دیدار جمعی از مردم اصفهان

🔸 مناقب #اصفهان یکی دو تا نیست.

اصفهان شهر علم است، شهر هنر است، شهر جهاد است، شهر زنده است.

✅ در باب علم، در اصفهان شاید در این چهارصد سال اخیر تعداد علمای بزرگ اصفهان که اهمّیّتشان و ارزششان و شهرتشان مربوط به خصوص اصفهان نیست، بعضی‌ها همه‌ی دنیای اسلام را، بعضی همه‌ی ایران را فراگرفته، اگر بخواهیم اسم بیاوریم، در فقه و در فلسفه و در حدیث و در تفسیر و امثال اینها یک کتاب قطور خواهد شد فقط اسمشان را اگر بنویسیم.

✅ بزرگان علمای ما حتی تا زمان نزدیک به ما مثل مرحوم آقای نائینی، مرحوم آسید ابوالحسن اصفهانی، مرحوم آشیخ محمدحسین اصفهانی، اینها همه بزرگان علم دورانهای مختلف، قبل از اینها، قبل از اینها، قبل از اینها تا حدود چهارصد سال اصفهانی‌اند.

✅ شهر علم است دیگر؛ یعنی تربیت‌کننده است، نه فقط در فقه، در فلسفه هم همین‌جور است، بعضی هم اصفهانی نیستند، لکن در اصفهان رشد کردند، در اصفهان بروز کردند، اصفهان اینها را رو آورد. این خصوصیت اصفهان است. شهر ایمان و محبت به اهل بیت است.

📌 مناهج:

طلاب اصفهان با وجود همه انتقادات و گلایه‌هایی که از مدیریت این سالهای مرکز مدیریت اصفهان داشته و دارند، به پیشینه این حوزه عظیم بنگرند و از بار عظیمی که بر دوش دارند غافل نشوند.

  • صادقی

📝 یک امتیاز بزرگ

♨️ آقایان! بعضی‌ها ننگشان می‌کند که بگویند حوزه‌های علمیه از مردم ارتزاق می‌کنند! این ننگ نیست، این افتخار است.

✅ این یعنی [حوزه‌های علمیه] احتیاج به دولتها و قدرتها ندارند. این یک امتیاز بزرگی است؛ لذا راحت می‌توانند کنار مردم بایستند.

📅 ۵ مرداد ۱۴۰۱

  • صادقی

⚠️ #رسانه_های_دینی_و_حوزوی تاکجا می خواهند در مقابل جریانات متظاهر به #انقلاب و #انقلابی_گری سکوت کنند؟ 

  • صادقی

📝 برکت استقلال حوزه از انقلاب خمینی است 

🔸 وقتی می‌گوییم: «اگر انقلاب خمینی نبود، آقایانی که امروز به هر بهانه‌ای انقلاب و جمهوری اسلامی را آزادانه نقد می‌کنند، جرأت ابراز انتقاد نداشتند چون طاغوت اجازه تنفس به آنها نمی‌داد» یعنی چه؟

❇️ یک نمونه تاریخی که نشان می‌دهد پیش از انقلاب، حوزه و روحانیت استقلالی نداشتند، حتی منبری‌ها برای منبر رفتن باید از حکومت طاغوت اجازه می‌گرفتند!!

🗒 مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین علی دوانی در خاطراتش می‌نویسد:

🔹 [در زمان طاغوت] آقای حاج سید مهدی یثربی -امام جمعه‌ی بعد از انقلاب کاشان- (پدر سید محمد یثربی از سران نشست اساتید) پنج روز از من [برای منبر] دعوت کرد. آن زمان، اوج انقلاب و بگیر و ببند منبری‌ها بود.

🔻 یکی دو ساعت بعد از ورودم به خانه آقای یثربی، رئیس آگاهی شهربانی آمد و نوشته متحدالمآلی (بخشنامه‌/ ابلاغیه‌ای) را جلوی من گذاشت و گفت:

«به احترام آقای یثربی، شما را به شهربانی نخواسته‌ایم. این ورقه را پر کنید تا بتوانید اینجا منبر بروید.»

🔻 دیدم نوشته متحدالمآل (بخشنامه) قریب به این مضمون است و جای امضای آن را خالی گذاشته‌اند: «این جانب ... در منبر، جز بیان مسائل دینی و مواعظ مذهبی چیزی نمی‌گویم. و اگر برخلاف مصالح مملکتی سخنی گفتم، به جرم سردستۀ خراب‌کاران تحت تعقیب قرار گیرم.»

❗️گفتم: «استاد و مرجع تقلید ما، حضرت آیت الله خمینی در نجف اشرف به حال تبعید است، و من بیایم برای چند منبر چنین تعهدی به شما بسپارم؟ امضا نمی‌کنم.» 

گفت: نمی‌شود.

گفتم: نمی‌خواهید، برمی‌گردم.

🔻 گویا اعلامیه [دعوت به مجلس منبر و روضه] هم صادر شده بود.

[مأمور شهربانی] از آقای یثربی خواست که مثل دیگری که قبل از من آمده و نوشته را امضا کرده بود، مرا وادار کند که من هم چنان کنم، ولی او ساکت بود. 

♨️ سید محمد یثربی (از اعضای اصلی نشست اساتید و پسر امام جمعه بعد انقلاب کاشان) که هنوز عمامه نگذاشته بود گفت: 

«ورقه را پر کنید و امضا کنید. آقای ... (از فضلای معروف قم) امضا کرد و داد.»‼️

❓گفتم: فلانی؟

‼️ گفت: بله، آخر او قرض دارد! 

❇️ گفتم: «ما طلبه‌ها اغلب قرض داریم. این موجب می‌شود که چنین چیزی را امضا کنیم و به اینها بدهیم؟

محال است که من امضا کنم. تعجب است که آن آقا تن به این ذلت داده است.

🔹 پس از بگومگو، به رئیس آگاهی گفتم: 

«چون اعلامیه [منبر] صادر کرده‌اند و مردم از امشب منتظر منبر هستند، اگر بخواهید من نوشته را پر نمی‌کنم، ولی خطی زیر آن می‌کشم و خودم چیزی می‌نویسم و می‌دهم.»

گفت: بنویسید ببینم!

خطی زیر نوشته و محل امضا کشیدم و نوشتم: «اینجانب گوینده و نویسنده دینی مدت پنج روز به کاشان دعوت شده‌ام و طبق وظیفه دینی با کمال نظم و آرامش برنامه را اجرا می‌کنم.»

سپس امضا کردم.

گفت: یعنی چه؟ این بی‌اعتنایی به متحدالمآل (بخشنامه) ماست که شهربانی به #همه_اهل_منبر می‌دهد و از آنها و امضا می‌گیرد.»

گفتم: از من همین است. نخواستید، همین حالا به قم برمی‌گردم.

🔹 همانجا به شهربانی تلفن کرد و گفت: «این طور نوشته است و می‌گوید اگر نخواستید، برمی‌گردم. شب هم باید منبر برود.» 

✅ گوشی را گذاشت و گفت: خیلی خوب. ما همین را قبول داریم.

نوشته را برداشت و رفت. 

📗 نقد عمر، مرحوم علی دوانی، ج ۱، ص ۴۴۲

📌 مناهج:

امثال این حقایق تاریخی را به افرادی که با شعار استقلال حوزه، مدام آرزوهای خود را به عنوان خاطرات پیش از انقلاب، مطرح می‌کنند، باید نشان داد؛ بلکه حافظه تاریخی این جماعت احیا شود...

وگرنه واضح است که استقلال و عظمت و برکت امروز حوزه، مدیون خمینی کبیر است.

  • صادقی

🖋 وحید نجفی

🔸 این روزها زیاد شنیده می‌شود:

«چرا روحانیت هیچ موضعی نمی‌گیرد؟ چه شد آن کفن‌پوشی؟ چرا به درد فقرا و مردم مظلوم نمی‌رسید؟!»

🔹 اینجا رسانه است! میدان جنگ نرم! زمینی که گویی تنها یک صدا باید به گوش برسد و هر آنچه بگوییم با هلهله مستکبران به محاق می‌رود! و جز مزدوران و فریب‌خوردگانشان نباید صدایی داشته باشند و اصلاً مهم نیست آنچه گفته می‌شود چه نسبتی با واقعیت‌ها دارد.

🔹 تلاشی بی‌پایان برای ایجاد دوراهی بر سر راه روحانیت که بین مردم و دولت باید حتماً یکی را انتخاب کنی! و اصلاً جنگ و نزاع بین دولت و ملت اصل مسلّمی است که تو باید بپذیری!

♨️ تلاشی بی‌پایان برای ایجاد شکاف بین مردم و روحانیت و بی‌اعتماد سازی مردم به روحانیت! و تبلیغ بی‌توجهی روحانیت به آنان که خود را وقف خدمتشان کرده‌اند!

‼️ و در این راه از هیچ دروغ و بی‌منطقی نیز فروگذار نمی‌شود!

❓آیا راه‌حل مشکلات کشور دمیدن به نزاع دولت و ملت است و آنان که چنین می‌گویند؛ خیرخواه مردم هستند؟

آیا راه‌حل مشکلات کشور، کفن‌پوشی روحانیت و ایجاد تفرقه و سستی است؟

و اصولاً کجای تاریخ روحانیت این‌گونه عمل کرده و کجای امروز روحانیت بی‌توجه و بی‌تفاوت بوده است؟

این بهشت جهنم شده شما در کدام نقطه طول تاریخ و عرض جغرافیا وجود داشته و دارد که مردمانش ندیده‌اند؟

❓ این تصویری که روحانیت مدام کفن‌پوش مقابل حکومت بوده را چگونه می‌توان به روحانیت شیعه نسبت داد؛ حال‌آنکه روحانیت حتی در مقابل مغول با زبان نرم به صیانت از مردم پرداخت و در مقابل پهلوی نیز تا تابستان ۵۷ مدارا نمود!

❇️ این تصویر که روحانیت به درد مردم بی‌توجه است چه نسبتی با واقعیت دارد حال‌آنکه روحانیت یکی از محروم‌ترین اقشار جامعه است و بااین‌حال در سیل و زلزله و کرونا و ... پیشتاز خدمت به مردم بوده است.

✅ روحانیت امروز نیز از توصیه و نصیحت دولت‌مردان ابایی ندارد، اما این تشویق به جنگ با دولت در زمانه‌ای که مردم امام خمینی (قدس سره) و امام خامنه‌ای (حفظه الله) را در رأس حکومت دیده‌اند و عشق آن‌ها به خود را با تمام وجود چشیده‌اند، چه معنایی دارد جز هلهله یزیدیان برای خفه کردن از آنچه باید گفت؟

  • صادقی

نقدی بر تقریر سکولار محقق داماد از صد سال حوزه قم

چرا نهاد دین را سکولار می‌خواهند؟

مصاحبه با محمدصادق ابوالحسنی

آنچه آقای محقق داماد درباره مطرود و منفور بودن روحانیون (پس از مشروطه) می‌گویند، موارد نقض فراوانی دارد. راستش را بخواهید، بعد از حوادث مشروطه تا چندی پس از تأسیس حوزه علمیه قم، روحانیت باوجود آسیب‌هایی که دید، جایگاه و نفوذ قابل‌توجهی داشت که خودش را در مبارزات مردم در جنگ جهانی اول، پیکار پیروز با قرارداد 1919، استقبال از مراجع و علمای تبعیدی نجف به ایران (و شکایت گسترده به دولت انگلیس)، مبارزه با بلوای «جمهوری‌خواهی» رضاخان و قیام حاج‌آقا نورالله اصفهانی نشان داد.

تقریر سکولار از تاریخ حوزه

روز 24 ماه رجب، سالگرد هجرت آیت‌الله شیخ‌عبدالکریم حائری(ره) به شهر مقدس قم است و صدمین سالگرد تاسیس حوزه علمیه قم نیز اندکی بعد فرامی‌رسد. این مناسبت‌ها، فرصت خوبی را فراهم آورده تا به بررسی حرکت تاریخی-سیاسی آیت‌الله حائری و تاسیس حوزه علمیه قم بپردازیم. اخیرا دکتر مصطفی محقق‌داماد (نواده دختری حاج‌شیخ) در نشست «صدسالگی حوزه قم» مطالبی را بیان کردند که بازتاب‌های فراوانی به‌دنبال داشت. سخنرانی ایشان، با عنوان «حوزه و نسبت روحانیت با سیاست»، نسبتا طولانی بود که در این مجال خلاصه‌ای از آن را مرور خواهیم کرد.

آقای محقق‌داماد می‌گویند یکی از سندهای تاریخی که در بیت ما موجود است، نامه مهمی است از آیت‌الله میرزامحمدتقی شیرازی (میرزای شیرازی دوم) به آیت‌الله حائری که وقتی حاج‌شیخ به شهر قم آمدند، به دست‌شان رسید. میرزا در این نامه نوشته بود: «من دیگر پیر شدم و حوزه بعد از من رئیس ندارد؛ شما به عتبات بیایید و اوضاع را در دست بگیرید.» اما حاج‌شیخ‌عبدالکریم، در پاسخ ایشان می‌نویسد: «من اوضاع ایران را در تباهی می‌بینم و راه‌حلی برای آن نمی‌بینم، مگر اینکه حوزه‌ای در اینجا تأسیس شود و این حوزه موفق باشد که این تباهی را جلوگیری کند و از بین ببرد. من لازم می‌بینم شما [هم] به ایران بیایید و مهاجرت کنید.» آقای محقق‌داماد در ادامه بحث خود را روی کلمه «تباهی» در این نامه، متمرکز می‌کنند و از حضار می‌پرسند: سوال من این است که منظور حاج‌شیخ از «تباهی» چیست؟ ادعای اصلی آقای محقق‌داماد این است که: «تباهیِ» مورد اشاره، در اثر ورود روحانیت به اختلافات سیاسی مشروطه به وجود آمد و مرحوم حاج‌شیخ‌عبدالکریم، دنبال تاسیس حوزه‌ای در قم بوده که کاملا از سیاست جدا باشد و جلوی این «تباهی» را بگیرد. به گفته آقای محقق‌داماد، اصلا وارد شدن روحانیت به قضایای مشروطه و فاجعه اعدام شیخ‌فضل‌الله نوری، روحانیون را بدنام کرد و برای همه -چه موافقان و چه مخالفان مشروطیت- ناراحت‌کننده بود. وی ادامه می‌دهد وقتی کار مشروطه به‌جایی رسید که یک مرجع تقلید و فقیه مانند حاج‌شیخ‌فضل‌الله نوری را به دار کشیدند، همه افسرده و پژمرده شدند. خلاصه تمام اوضاع آن روز علیه روحانیت بود و این مساله طبعا موجب تباهی [معنوی و اجتماعی] می‌شد. در چنین شرایطی مرحوم آیت‌الله حائری در این فکر بود که اگر حوزه‌ای تاسیس شود که دو عنصر در آن باشد: یکی «علم» و دیگری «اخلاق»؛ و کاملا از سیاست جدا باشد، از طریق این دو عنصر، روحانیت دوباره در قلب ملت می‌رود و باز روحانیت توجه مردم را جلب می‌کند. درنتیجه، شیخ‌عبدالکریم با جداکردن حوزه از سیاست، روحانیت را دوباره در دل مردم محبوب کرد و همین رویه بعدا در دوره آیت‌الله بروجردی نیز استمرار یافت؛ اما با وقوع انقلاب اسلامی، دوباره روحانیت وارد سیاست شد و به آن شرط حاج‌شیخ عمل نشد و بعد از گذشت 40 سال هم می‌بینیم که مردم از روحانیت فاصله گرفتند. آقای محقق‌داماد، با این اظهارات خواسته یا ناخواسته، یک دوقطبی بین حرکت تاریخی آیت‌الله حائری و رهبری امام‌خمینی ایجاد کرده و عملا حوزه علمیه را به جدایی از سیاست دعوت کردند.

به همین بهانه در گفت‌وگویی با محمدصادق ابوالحسنی، استاد حوزه و تاریخ‌پژوه درباره این اظهارات به گفت‌وگو نشستیم که مشروح آن را از نظر می‌گذرانید.

به‌عنوان سوال اول بفرمایید ادعاهای جناب محقق‌داماد درمورد موسس حوزه علمیه چقدر محل اعتناست و آیا معارضی در تاریخ برای این اظهارات می‌توان یافت؟

قبل از هر چیز، به روح موسس عالیقدر حوزه علمیه قم، حضرت آیت‌الله حاج‌شیخ‌عبدالکریم حائری(ره) درود می‌فرستم. دوست دارم ابتدا در اینجا از دو تن از نوادگان فرزانه حاج‌شیخ یاد کنم. یادش به‌خیر از دوران نوجوانی، به اتفاق پدرم، مرحوم استاد مُنذِر(ره)، گاه خدمت استاد عبدالحسین حائری(ره) در کتابخانه مجلس می‌رسیدم و جمعه صبح‌ها نیز در معیت پدرم، به بیت آیت‌الله سیدعلی محقق‌داماد در قم می‌رفتم و از نزدیک شاهد گعده پربار، سخنان شورانگیز و اطلاعات گسترده ایشان بودم. آن بزرگواران -که هر دو از نوادگان وارسته موسس حوزه به‌شمار می‌روند- خاطرات و ناگفته‌های نابی از مرحوم حاج‌شیخ و روحانیت شیعه در گنجینه ذهن خویش داشتند.

مرحوم استاد عبدالحسین حائری نکات جالبی درباره روحیه سیاسی موسس حوزه می‌گفت که در تاریخ ثبت شده است. شاید شنیده باشید که برادر ایشان، دکتر عبدالهادی حائری قائل به سیاست‌گریزی حاج‌شیخ بود و در این زمینه حرف‌هایی می‌زد. او معتقد بود: «آیت‌الله [شیخ‌عبدالکریم] حائری، روحا فردی غیرسیاسی به‌شمار می‌رفت و... ویژگی‌های شخصی ایشان، او را وامی‌داشت که از سیاست کناره‌ گیرد.» (تشیع و مشروطیت در ایران...، عبدالهادی حائری، انتشارات امیرکبیر، چ1، تهران1360، صص180-179). اما در نقطه مقابل، استاد عبدالحسین حائری، این حرف (آیت‌الله حائری، روحا فردی غیرسیاسی بوده) را به‌شدت رد می‌کرد و می‌پرسید: «برادرم عبدالهادی از کجا و با کدام علم روانشناسی خود توانسته است، روحیات جد ما را چنین تشخیص دهد؟!» ایشان مخالف چنین حرفی بود و می‌گفت من بحث‌های زیادی با برادرم برسر این مساله داشته‌ام. (ر.ک:چالش‌های روحانیت با رضاشاه، داوود امینی، نشر سپاس، تهران1382،ص123). عجیب این است که آقای عبدالهادی حائری، در همان کتاب (ص181) می‌گوید: «حاج‌شیخ قاعدتا توقف علمایی مثل میرزای‌نائینی و سیدابوالحسن اصفهانی را در قم دوست نمی‌داشت؛ چون بنابه خواسته‌های طبیعی بشر، انسان مزاحمان ریاست خود را دوست نمی‌دارد!»

  نقاط مثبت بحث دکتر محقق‌داماد

اما اظهارات اخیر آقای دکتر مصطفی محقق‌داماد راجع به حاج‌شیخ و تاسیس حوزه، جهت‌گیری خاصی داشت و انتقادهای زیادی را برانگیخت؛ ولی اگر بخواهیم نقدی منصفانه بر اظهارات ایشان داشته باشیم، باید به نقاط مثبت آن هم توجه کنیم که اهل ادب ‌می‌گویند: «آب صفت، هرچه پلیدی بشوی/آینه‌سان، هرچه بدیدی بگوی.» به‌عنوان نمونه، بخشی از مطالب آقای محقق‌داماد، مثل: تاکید حاج‌شیخ عبدالکریم بر آموزش زبان فرانسوی به طلاب یا چگونگی پیدا شدن دست‌نوشته‌های حاج‌شیخ در یکی از روستاهای اطراف اراک، از نکات جالب سخنرانی ایشان بود؛ مخصوصا اینکه ایشان دست‌نوشته‌های حاج‌شیخ (تقریرات درس مرحوم آیت‌الله فشارکی) را به آیت‌الله حاج‌شیخ‌مرتضی حائری(ره) بازگردانده است. از دیگر نقاط مثبت در سخنرانی ایشان، اشاره به عظمت علمی آیت‌الله شیخ‌فضل‌الله نوری(ره) و تکان‌دهنده بودن اعدام آن بزرگمرد است. این را هم بگویم که بیان ایشان در نشست صدسالگی حوزه، از همه پرشورتر و پرحرارات‌تر بود و من را یاد سایر خاندان آیت‌الله حائری(ره) انداخت.

  برخی کاستی‌ها و اشتباهات مهم

من در ضمن چهار محور، نقدم را به مطالب ایشان عرض ‌می‌کنم؛ چون اظهارات آقای محقق‌داماد، از چند قسمت تشکیل شده و در پی اثبات یک ادعا و تحلیل تاریخی است. ایشان اول به طرح یک سوال می‌پردازند که چرا حاج‌شیخ، حوزه قم را تاسیس کرد و ‌انگیزه وی چه بود؟ بعد گزارش‌های تاریخی گوناگونی بیان می‌کنند که کاستی‌های زیادی دارد. سپس با نگاه خاص خودشان، یک تحلیلی در خلال گزارش‌ها ارائه می‌دهند و نظریه‌پردازی و نتیجه‌گیری خود را به اتمام می‌رسانند. ایشان در پی اثبات دیدگاه خود هستند که‌ انگیزه حاج‌شیخ از تاسیس حوزه را بیان می‌کند (البته تعبیر بازتاسیس دقیق‌تر است). خب، می‌دانید که تحلیل کردن تاریخ، اصولی دارد و هرکس دنبال نظریه‌پردازی تاریخی است، باید شرایط آن را مراعات کند؛ ازجمله، باید این چهار شرط مهم را در نظر داشته باشد:
1.مستندسازی نظریه خودش با گزارش‌های دقیق و محکم تاریخی
2. دوری از تضاد و ناسازگاری در متن نظریه
3. شفاف‌سازی و ابهام‌زدایی از ادعا
4. همخوانی دلایل نظریه با مصداق تاریخی آن

شکی نیست که اگر گوینده این شرایط را مراعات نکند، تحلیلش دچار آسیب جدی می‌شود. به‌نظر من در نظریه‌پردازی آقای محقق‌داماد نیز این شرایط مهم رعایت نشد؛ یعنی هم در پاره‌ای از گزارش‌های تاریخی که در سخنرانی ایشان بود و هم در برخی تحلیل‌ها و نتیجه‌گیری‌های ایشان، اشکالات مهمی دیده می‌شود.

  محور اول: اشکالات گوناگون تاریخی

چنانچه گفتم، اولین شرط نظریه‌پردازی این است که گوینده در گزارش تاریخ، دقیق باشد و در گزارش‌های تاریخی سهل‌انگاری نکند؛ وگرنه ادعای تاریخی او از اعتبار ساقط می‌شود و سایر اظهارات او هم مورد تردید قرار می‌گیرد. حالا من ضمن رعایت ادب و احترام، نمونه‌وار به نقد بخش‌هایی از سخنرانی ایشان در «نشست صدسالگی حوزه» می‌پردازم.

  • علی مهدوی

📝 بازخوانی منشور روحانیت و خط نفوذ در حوزه‌های علمیه / 3️⃣

🔸 علمای دین‌باور در همین حوزه‌‌ها تربیت شدند و صفوف خویش را از دیگران جدا کردند. قیام بزرگ اسلامی‌مان نشأت گرفته از همین بارقه است. البته هنوز حوزه‌‌ها به هر دو تفکر [اسلام ناب و اسلام آمریکایی معتقد به جدایی دین از سیاست] آمیخته‌اند و باید مراقب بود که تفکر جدایی دین از سیاست از لایه‌‌‌های تفکر اهل جمود به طلاب جوان سرایت نکند؛ 

🔹 و یکی از مسائلی که باید برای طلاب جوان ترسیم شود، همین قضیه است که چگونه در دوران وانفسای نفوذ مقدسین نافهم و ساده‌لوحان بی‌سواد، عده‌ای کمر همت بسته‌اند و برای نجات اسلام و حوزه و روحانیت از جان و آبرو سرمایه گذاشته‌اند. 

اوضاع مثل امروز نبود؛ هرکس صد در صد معتقد به مبارزه نبود، زیر فشار‌ها و تهدید‌‌های مقدس‌نما‌ها از میدان به در می‌رفت. 

🔹 ترویج تفکر شاه سایه‌ی خداست و یا با گوشت و پوست نمی‌توان در مقابل توپ و تانک ایستاد و این‌که ما مکلف به جهاد و مبارزه نیستیم و یا جواب خون مقتولین را چه کسی می‌دهد و از همه شکننده‌تر، شعار گمراه کننده‌ی حکومت قبل از ظهور امام زمان علیه‌السلام باطل است و هزاران إن قُلت دیگر، مشکلات بزرگ و جانفرسایی بودند که نمی‌شد با نصیحت و مبارزه‌ی منفی و تبلیغات جلوی آن‌ها را گرفت. تنها راه حل، مبارزه و ایثار و خون بود که خداوند وسیله‌اش را آماده نمود. 

🔹 علما و روحانیت متعهد سینه را برای مقابله با هر تیر زهرآگینی که به طرف اسلام شلیک می‌شد، آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند. اولین و مهم‌ترین فصل خونین مبارزه در عاشورای ۱۵ خرداد رقم خورد. 

در ۱۵ خرداد ۴۲ مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود که اگر تنها این بود، مقابله را آسان می‌نمود.

♨️ بلکه علاوه بر آن، از داخل جبهه خودی گلوله‌ی حیله و مقدس‌مآبی و تحجر بود؛ گلوله‌ی زخم زبان و #نفاق و دو رویی بود که هزار بار بیشتر از باروت سرب، جگر و جان را می‌سوخت و می‌درید. در آن زمان روزی نبود که حادثه‌ای نباشد، ایادی پنهان و آشکار آمریکا و شاه به شایعات و تهمت‌ها متوسل شدند؛ حتی نسبت تارک‌الصلوة و کمونیست و عامل انگلیس به افرادی که هدایت مبارزه را به‌عهده داشتند، می‌دادند. 

  • صادقی

📝 بازخوانی منشور روحانیت و خط نفوذ در حوزه‌های علمیه / 2️⃣

🔸 استکبار وقتی که از نابودی مطلق روحانیت و حوزه‌ها مأیوس شد، دو راه را برای ضربه‌زدن انتخاب نمود: 

➖ یکی راه ارعاب و زور؛ 

➖ دیگری راه خدعه و نفوذ. 

🔻 در قرن معاصر وقتی حربه‌ی ارعاب و تهدید چندان کارگر نشد، راه‌‌‌های #نفوذ تقویت گردید. 

♨️ اولین و مهم‌ترین حرکت، القای شعار جدایی دین از سیاست است؛ 

که متأسفانه این حربه در حوزه و روحانیت تا اندازه‌ای کارگر شده است تا جایی که دخالت در سیاست، دون شأن فقیه و ورود در معرکه‌ی سیاسیون، تهمت وابستگی به اجانب را به همراه می‌آورد. یقیناً روحانیون مجاهد از نفوذ بیشتر زخم برداشته‌اند.

🔻 گمان نکنید که تهمت وابستگی و افترای بی‌دینی را تنها اغیار به روحانیت زده است؛ هرگز. ضربات روحانیت ناآگاه و آگاه وابسته، به مراتب کاری‌تر از اغیار بوده و هست.

🔻 در شروع مبارزات اسلامی اگر می‌خواستی بگویی شاه خائن است، بلافاصله جواب می‌شنیدی که شاه شیعه است! 

عده‌ای مقدس‌نمای واپسگرا همه‌چیز را حرام می‌دانستند و هیچ‌کس قدرت این را نداشت که در مقابل آن‌ها قد علم کند. 

#خون_دلی که پدر پیرتان از این دسته‌ی متحجر خورده است هرگز از فشار‌ها و سختی‌‌‌های دیگران نخورده است. 

🔻 وقتی شعار جدایی دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگا‌هان غرق شدن در احکام فردی و عبادی شد و قهراً فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و در سیاست و حکومت دخالت نماید، حماقت روحانی در معاشرت با مردم فضیلت شد. 

به‌زعم بعض افراد، روحانیت زمانی قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپای وجودش ببارد والاّ عالم سیاست و روحانی کاردان و زیرک، کاسه‌ای زیر نیم کاسه داشت. و این از مسائل رایج حوزه‌ها بود که هرکس کج راه می‌رفت متدین‌تر بود.

‼️ یاد گرفتن زبان خارجی کفر و فلسفه و عرفان گناه و شرک به‌شمار می‌رفت.

  • صادقی

📝 بازخوانی منشور روحانیت و خط نفوذ در حوزه‌های علمیه / 1️⃣

🔸 راستی اگر کسی فکر کند که استعمار، روحانیت را با این همه مجد و عظمت و نفوذ، تعقیب نکرده و نمی‌کند، ساده‌اندیشی نیست؟

🔻 ... یقیناً اگر جهان‌خواران می‌توانستند، ریشه و نام روحانیت را می‌سوختند ولی خداوند همواره حافظ و نگهبان این مشعل مقدس بوده است و إن‌‌شاءالله از این پس نیز خواهد بود؛ به شرط آن‌که حیله و مکر و فریب جهان‌خواران را بشناسیم. 

البته این بدان معنا نیست که ما از همه‌ی روحانیون دفاع کنیم، چرا که روحانیون وابسته و مقدس‌نما و تحجرگرا هم کم نبودند و نیستند. 

🔻 در حوزه‌‌‌های علمیه هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعالیت دارند. امروز عده‌ای با ژست تقدس‌مآبی چنان تیشه به ریشه‌ی دین و انقلاب و نظام می‌زنند که گویی وظیفه‌ای غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدس‌نمایان احمق در حوزه‌‌های علمیه کم نیست.

🔻 طلاب عزیز لحظه‌ای از فکر این مار‌‌های خوش خط و خال کوتاهی نکنند؛ این‌ها مروّج اسلام آمریکایی‌اند و دشمن رسول‌الله. 

آیا در مقابل این افعی‌‌ها نباید اتحاد طلاب عزیز حفظ شود؟

  • صادقی