مناهج

مناهج
نگرش ها و دغدغه های حوزه و روحانیت

رتبه اول: پاسخ کامل به همه سؤالات

🏆 محمدجواد هدایت خواه

رتبه دوم: پاسخ صحیح به ۲۳ سؤال

🥈 روح الله حمیدی

🥈 ناصر کریمی راد

رتبه سوم: پاسخ صحیح به ۲۱ سؤال

🥉 احسان عبادی

🥉 محمد احمدی 

✅ از آنجایی که استقبال طلاب عزیز از مسابقه پرشور بود (شرکت ۱۱۶۱ نفر) و همچنین در هریک از رتبه‌های دوم و سوم، ۲ نفر هم‌امتیاز بودند، بانیان مسابقه تصمیم گرفتند جوایز رتبه دوم و سوم را بصورت کامل به این عزیزان اهدا کنند.

📣 به افرادی که به مرحله دوم راه یافته‌اند نیز بزودی اطلاع داده خواهد شد.

❇️ با تشکر از همه عزیزانی که در این مسابقه شرکت یافتند و با جدیت و دغدغه، بیانات امام حوزه را دنبال کردند.

رسانه‌ی حوزوی مناهج

  • صادقی

🖋 بی بی معصومه سجادی

🔸 ۷۰۹ سال پیش، پسری در روستای جزین، منطقه جبل عامل، کشور لبنان، به دنیا آمد. نامش را محمّد نهادند. پدر و عموی محمّد، عالِم بودند. بنابراین وی تا ۱۶ سالگی علوم مقدماتی و ریاضیات را نزد آنها فرا گرفت.

🔹 محمد بن جمال الدین مکی عاملی پس از ۱۶ سالگی، مهیای هجرت شد. او از لبنان به عراق رفت و در آنجا با اخلاص و سختکوشی بی امان، تحصیلاتش را نزد مجتهدین بنام آن زمان ادامه داد و در ۱۷ سالگی از استادش فخرالمحققین اجازه‌ی اجتهاد دریافت کرد. همچنین چند سال بعد از «تاج الدین ابن مُعیه حسنی»، اجازه اجتهاد و نقل حدیث دریافت کرد.

🔹 در ۲۱ سالگی چون زادگاهش به حضورش نیاز داشت، به روستایش جزّین بازگشت و برای تربیت شاگرد، مدرسه‌‌ی علمیه تأسیس کرد؛ که از بقیه مدارس جبل عامل، پیشرفته‌تر و در تدریس فقه و اصول پیشگام بود، و با این کار، نیاز روستاها و شهرها به روحانی تأمین می‌شد.

🔹 او به کشورهای عربستان، سوریه، فلسطین و‌.‌.. سفر کرد و حتی از علمای اهل سنت اجازه روایت حدیث گرفت چراکه علاوه بر علوم ناب اسلامی، بر فقه مذاهب اهل سنت نیز تبحر یافته بود.

  • صادقی

لینک آزمون:

https://formafzar.com/form/ehh5b


آزمون مرحله نخست مسابقه کتابخوانی آشنایی با بیانات امام تحول،

امروز پنج‌شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱
رأس ساعت ۱۶ برگزار خواهد شد.

آزمون، تستی و دارای ۲۴ سؤال است.

مدت پاسخگویی ۳۵ دقیقه است.

یعنی آزمون رأس ساعت ۱۶ باز خواهد شد و رأس ساعت ۱۶:۳۵ بسته خواهد شد.

برای مثال اگر کسی با بیست دقیقه تأخیر آزمون را باز کند، تنها ۱۵ دقیقه فرصت برای پاسخگویی به سؤالات خواهد داشت.

در پاسخ به سؤالات، بیانات امام خامنه‌ای در محدوده مسابقه ملاک است.

در صورت برابری امتیازات، آزمون تشریحی از نفرات برتر گرفته خواهد شد.


  • علی مهدوی

📝 ظلم و جسارت وهابیت به آستان مقدس آل‌الله صلوات الله علیهم اجمعین

🔸 وهابیان دو بار، ابتدا در ۱۲۲۰ق و سرانجام در ۱۳۴۴ق با اتکا به فتوای ۱۵ تن از مفتیان مدینه، مبنی بر ممنوعیت اجماعیِ ساختن بنا بر روی قبور و لزوم تخریب قبور، به ویران کردن اماکن و بقعه‌های بقیع پرداختند.

1⃣ در سال ۱۲۲۰ق، وهابیان پس از یک سال و نیم محاصره و در نتیجه شیوع قحطی در مدینه، شهر را به دست گرفتند. 

بنابر منابع موجود، سعود بن عبدالعزیز، پس از تسلیم شدن مدینه، همه اموال موجود در خزانه‌های حرم نبوی را توقیف کرد و همچنین دستور ویران کردن همه بناها و گنبدهای مدینه و از جمله قبرستان بقیع را صادر کرد.

بر همین اساس، بارگاه چهار امام شیعه و همچنین گنبد منسوب به حضرت فاطمه(س) که بیت الاحزان خوانده می‌شد، در حمله نخست وهابیان در سال ۱۲۲۰ق از میان رفت، و یا دچار خسارت جدی شد.

♨️ پس از این رخداد، دولت عثمانی، لشکری را برای تصرف مدینه و بازپس‌گیری آن از وهابیان فرستاد و در ذی‌الحجة ۱۲۲۷ق، حکومت بر مدینه را پس گرفت. بر همین اساس، محمود دوم، سی‌امین سلطان عثمانی، در سال ۱۲۳۴ق دستور بازسازی بارگاه‌ها را صادر کرد.

2⃣ وهابیان بار دیگر در صفر ۱۳۴۴ق به مدینه حمله کردند. در این حمله، خسارت‌هایی به حرم نبوی و اماکن مذهبی وارد شد. 

هفت ماه بعد، در رمضان ۱۳۴۴ق، شیخ عبدالله بن بُلَیهد (۱۲۸۴-۱۳۵۹ق) که از سال ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۵ق، قاضی القضات مکه بود، وارد مدینه شد و با استفتائی از مفتیان مدینه، حکم تخریب قبور را دریافت کرد. بدین ترتیب در ۸ شوال ۱۳۴۴ق، بقعه‌های بقیع تخریب شد.

بر اساس اسناد موجود، پس از تخریب، ملک عبدالعزیز، پادشاه عربستان، در نامه‌ای به تاریخ ۱۲ شوال ۱۳۴۴ق خطاب به عبدالله بن بلیهد، اقدامات وی در این باره را تحسین کرد.

🌐 ویکی شیعه

  • صادقی

 زمان آزمون:

۲۲ اردیبهشت
رأس ساعت ۱۶

دقت داشته باشید محدوده مسابقه از تمام بخش دوم کتاب (ساختار حوزه) است؛ که دارای ۶ فصل می‌باشد.

لینک مسابقه رأس ساعت ۱۶ مورخ ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱ در کانال و سایت رسانه حوزوی مناهج، درج خواهد شد.

لینک کانال مناهج در ایتا:

http://eitaa.com/joinchat/3159949328Ce4657829f7


@Manahejj

  • علی مهدوی

دردسر یا نعمت؟

۱۹
ارديبهشت

📝 تجربه‌ی تبلیغی

🖋 هادی چیت ساز

🔸 طبیعی است هیچ روحانی دوست ندارد حرف و متلک بشنود. 

ما روحانیون نماینده و سخنگوی هیچ مسئولی نیستیم و به کسی هم بدهکاری نداریم. 

ما فقط مدافع انقلاب هستیم و در عین حمایت از اصل حرکت انقلاب، خودمان منتقد ضعفهاییم و برای حل آن باید تلاش کنیم. 

🔹 اما مردم گلایه‌ها و اعتراض‌هایی دارند. وقتی طلبه‌ای را می‌بینند، سخن به اعتراض می‌گشایند. راستش حق دارند چون مشکلات زیاد شده، اما وظیفه روحانیون چیست؟

1⃣ گاهی واقعا تحلیل‌ها ناقص و یا اشتباه است. وظیفه ما تبیین درست و صحیح است. 

برای مثال تحلیلی ناقص و جهت‌دار یا شایعه‌ای بی‌اساس را از رسانه‌های بیگانه یا افراد بی‌خبر ممکن است شنیده باشند، طبیعی است باید آگاه شوند.

یا مثلا ممکن است عده‌ای گمان کنند تمام مشکلات به رهبری برمی‌گردد، درحالیکه هر کاری در کشور وزیر و مسئول دارد و باید از آنها پیگیری کرد. 

مثلا مشکلات جهاد کشاورزی یک منطقه به رهبر ربطی ندارد و باید از طریق مجاری قانونی پیگیری کنند.

2⃣ گاهی نه برای اعتراض، بلکه گمان می‌کنند روحانیون می‌توانند برای مشکلاتشان کاری کنند مخصوصا در مناطق روستایی.

نباید مطالبه و مشکل مردم را پشت گوش بیندازیم و فقط بشنویم. اگر بتوانیم از طریق ارتباط با مسئولان مربوطه خدمتی انجام دهیم، حتما باید پیگیری کنیم. 

تجربه‌های تبلیغی بسیاری وجود دارد که طلبه‌ای قدم بزرگی برای کشاورزی و دامداری یا اشتغال چند روستا برداشته و مثل یک چشمه جاری خدمتش برکت پیدا کرده است. 

اما اگر امیدی به حل مشکل نداریم، باز هم باید پیگیری‌های اولیه را انجام دهیم. کمترین تأثیرش این است که مسئولان فقط صدای مردم را نمی‌شنوند بلکه روحانیت را همراه مردم می‌دانند و برای حل مسئله تلاش می‌کنند. 

3⃣ نهایتا اگر کاری از دست طلبه برنیاید، حداقل می‌توانیم گوش شنوایی برای همدردی با مردم باشیم. اینکه مردم مشکلاتشان را معمولا فقط برای روحانیت می‌گویند، بخاطر اعتمادی است که به این لباس دارند نه برای عقده‌گشایی. 

♨️ پناه آوردن مردم به روحانیون، یک نعمت است که باید قدر آن را بدانیم نه اینکه با بی‌حوصلگی برخورد کنیم. 

این همان سرمایه اجتماعی اختصاصی روحانیت است که هیچ قشری ندارد و اگر با رفتارهای زننده برخورد کنیم، قطعا ضرر بزرگی خواهیم کرد. 

❇️ کم نیستند کسانی که در مواجهه با رفتارهای خوب طلبه‌ها بعد از اعتراضشان، تازه عاشق آخوندها می‌شوند ولی اگر رفتار ناخوشی ببینند، رفتار یک نفر را پای کل صنف می‌نویسند.

  • صادقی

🖋 محمد حق پرست

🔸 استاد فرخ فال آن زمان که مدیر وقت حوزه علمیه قم بودند، به خوابگاه ما تشریف آوردند. 

توقع درس اخلاق داشتیم اما ایشان گفتند، جلسه پرسش و پاسخ است. راستش اولین بار بود که چنین جلسه‌ای با مدیران ارشد حوزه داشتیم. 

اولین نفر دست گرفتم و درباره رسائل و مکاسب و کفایه انتقاداتی مطرح کردم. 

دیگر طلاب هم می‌گفتند احسنت احسنت. 

حاج آقا در پاسخ گفتند، اعتراضات به جاست و شرحی از برنامه‌های آینده ارائه دادند. 

به بقیه سؤالات طلاب هم پاسخ دادند و بعضی انتقادات را هم پذیرفتند. 

بعد از آن هم دیگر مسئولی به خوابگاه نیامد. 

🔹 در یادداشت قبلی بحث از ضرورت رواج پرسش و پاسخ مسئولان کشور با طلاب گفتیم. اما جلسات پرسش و پاسخ مسئولان خود حوزه با طلاب نیز رونق چندانی ندارد. 

♨️ طلاب سؤالات زیادی از برنامه‌ها و مصوبات دارند. 

علاوه بر اینکه مسئولان تقریبا هیچ گزارشی از فعالیتهایشان به طلاب نمی‌دهند. 

ما از مسئولان مملکت گلایه داریم که چرا مردم را قانع نمی‌کنند، اما همین گلایه در میان مسئولان حوزوی هم وجود دارد که از قانع کردن مخاطب خاص و محدود ناتوانند. 

طرح‌ها و مصوبه‌هایی را به صورت غافلگیرانه اجرایی می‌کنند فقط با این دلیل که با چند استاد مشورت گرفته‌اند. 

🔹 هنوز طلبه‌ها از مصوبه چند سال قبل برای آموزش سطوح عالی گلایه دارند که به نام تحول، عملا دو سال دیگر اضافه کردند با اینکه رسما مخالف فرمایشات رهبری در کم‌کردن سالهای آموزش مقدمات و سطح بود. 

🔹 قطعا مسئولان با نیتها و اهداف خوبی برنامه‌ریزی می‌کنند، اما گاها غریبه‌بودن ایشان با طلبه‌ها و ضعف در همراهی‌کردن طلاب، نتیجه‌اش شده کثرت گلایه‌ها و اعتراضاتی که گویا همیشه بی‌جواب می‌مانند و با سکوت مسئولان سپری می‌شود. 

بگذریم از آنهایی که خلاف بدیهیات برنامه‌ریزی و فرمایشات رهبری است. 

🔹 گرهی که راحت باز می‌شود نباید به گره کور تبدیل شود. برنامه‌هایی که می‌توانند فرصت باشند، نباید زمینه گلایه و ناامیدی شود. راهش هم فقط توجیه و روشن‌کردن طلاب است.

  • صادقی

📝 نجف اشرف کما رأیتُ

🖋 مهدی اعتمادی

یک. مقدمه

🔸 نجف اشرف به معنای عام آن (نجف وکوفه وحومه) جدای از شرافت جغرافیایی که اصلی‌ترین آن مرقد نورانی مولی الموحدین آقا علی بن ابی‌طالب صلوات الله علیه می‌باشد، حیثیت علم و تحصیلات حوزوی و نظام زندگی طلبگی آن، نکته‌ی قابل توجه و ارزشمندی است که آشنایی تاریخی این جهات شاید لازم المطالعه باشد.

🔹 نجف را به معنویت می‌شناسند و استاد اخلاق؛ که خود نکته ارزشمند دیگری است. این هم اقتضاء بیان مطلب دارد و لکن بحث اصلی که در این مقام وجیزه‌وار اشاره دارم بحث معیشت طلاب نجف است.

دو. دیروز و امروز معیشت طلاب

🔹 زندگی‌نامه و خودنوشته‌های علمای نجف به خوبی می‌تواند احوال معیشت طلاب زمان سابق را تبیین کند و برای قضاوت صحیح از رشد و ترقی معیشت طلاب این زمان باید با تاریخ گذشته آشنا بود تا تحلیل و قضاوت به حق بیان شود.

❇️ ناگفته نماند معیشت طلاب باید به تناسب احوال افراد جامعه و علمای زمان بررسی شود؛ یعنی نسبت به زندگی بقیه‌ی مردم و مراجع و آقازادگان وعلمای دیگر باید سنجید. 

لذا فقیر و غنی‌بودن را به نسبت زمانه باید بررسی کرد؛ نه صرفا مقایسه‌ی حال با گذشته. 

♨️ شاید یک زمانی به «یک اتاق کوچک اجاره‌ای و هفته‌ای یک وعده غذای گرم» زندگی متوسط صدق می‌کرد؛ و فقر هم به معنای داشتن یک دست لباس و یک زیرانداز بود. 

اما فی زماننا هذا وضعیت معیشت طلاب نسبت به وضع سایر مردم و حتی علما و آقازادگان، چگونه است؟! 

❓آیا طلاب امروز همچون طلاب گذشته با علما و آقازادگان هم‌طبقه‌اند؟!

سه. حکایت طلبه مسافرکش

🔹 صرفا یک نمونه را بیان می‌کنم؛ قضاوت با خواننده‌ی محترم:

شب سی‌ام ماه مبارک رمضان ساعت حدود ۱۱شب، تقاطع شارع شیخ طوسی رحمت الله علیه و وادی السلام، برای تشرف به کربلاء معلی منتظر ماشین سواری بودیم. خودروی شیک و مناسبی ترمز کرد، گفتیم کربلاء؟ اشاره کرد بیایید جلوتر.

متوجه قبای تاکرده روی صندلی جلوی ماشین شدم. گفتم چون طلبه است شاید مجانی می‌خواهد سوار کند. اما وقتی صحبت کردم متوجه شدم بحث کرایه است. گفتم ۱۲ دینار تا نزدیک حرم امام حسین صلوات الله علیه؟ او اصرار به ۱۵ دینار دربست داشت. به هرحال با ۱۵ دینار به تفاهم رسیدیم و عازم کربلاء شدیم.

شروع به گپ و گفت با این طلبه‌ی راننده شدیم. از سادات نجیب و اصیل النسب، مشغول تحصیل درس خارج، متأهل و مستأجر بود. ۳۲۰ هزار دینار شهریه می‌گرفت و ۲۵۰ هزار را بابت اجاره‌ی منزلی در محله‌های دور از حرم پرداخت می‌کرد.

سختی زندگی بعض اوقات او را به مسافرکشی شبانه وا می‌دارد. شاید دو سه ساعت کار کند؛ هرچه باشد کمک معیشت است. حتی گاها مقصد کاظمین یا سامراء را طی میکند.

عمامه و قبا و عبا را در آغوش گذاشته و البته عبایش را روی عمامه انداخته بود که در نگاه اول معلوم نشود طلبه است. در بین راه نزدیک تفتیش، عمامه بر سر می‌گذاشت و پلیس به راحتی و احترام اجازه‌ی عبور می‌داد؛ تا اینکه بالاخره به کربلاء رسیدم....

چهار. معیشت در منظر شیخ مسؤول

🔹 روز سی‌ام ماه مبارک به هنگام بازگشت، صندلی بنده در هواپیمای مقصد تهران در کنار شیخی بود که همراه خانمش همسفر با ما بود. باب صحبت باز شد متوجه شدم ساکن نجف اشرف و سالیانی پیش در قم بوده‌اند که بعد از سقوط صدام به نجف بازگشته‌اند. فارسی تقریبا خوب تکلم می‌کرد و از قضا، با تشکیلات دفتر یکی از مراجع عظام حفظه الله مرتبط بود. 

من هم فرصت را غنیمت شمرده، با اشاره به تعداد کم طلاب نجف، گفتم ظاهراً معیشت اقتصادی این جماعت ذوالعزة و الاحترام مناسب نیست. مستند بنده هم همان ماجرای طلبه‌ی راننده بود.

متأسفانه ایشان به جای حل صورت مسأله پاسخ داد: مخصوص طلاب نجف که نیست؛ طلاب قم هم در اسنپ، رانندگی و کار می‌کنند. و اینکه پول و وجوهات کم است و اینکه بالاخره طلاب باید قناعت کنند و با نان و نمک بسازند. آن طلبه‌ای که می‌گویی هم مگر نه اینکه ماشین خوبی داشته؟ پس وضع خوبی دارد و اینها [مشکلات معیشتی] بهانه است!

🔹 در جواب عرض کردم اولا تعداد طلاب نجف به نسبت طلاب قم بسیار کمتر و غیر قابل مقایسه است. 

و در مورد آن طلبه هم به ذهنم رسید اولا از کجا معلوم ماشین مال خودش باشد؟ ثانیا کار و رانندگی در نجف خصوصا مسافرکشی بین شهری، اقتضاء ماشین خوب دارد و چه بسا با قرض، این وسیله‌ی کار را تهیه کرده است تا ممری برای زندگی باشد.

♨️ خلاصه اینکه تا این نوع افراد و تفکرات و مدیریت هست نتیجه این می‌شود که نجف همان نجف است و درد نیز همان درد.

#یادداشت_مهمان 

  • صادقی

🖋 محمد حق پرست

🔸 یکی از نکات مطرح‌شده در جلسه رهبر انقلاب با دانشجویان این بود که مسؤولان دستگاه‌های مختلف به دانشگاه بروند و به سؤالات دانشجویان پاسخ دهند. 

این #سنت_حسنه باید در حوزه علمیه هم احیا شود به ویژه مسئولانی که وظیفه ایشان مستقیم با فعالیتهای فرهنگی و دینی در ارتباط است، باید ارتباط مستمر با بدنه طلاب و حوزه داشته باشند. بسیاری از طلاب گوش شنوای مردم هستند و باید دغدغه‌های مردم را به مسئولان منتقل کنند. 

♨️ مردم کمتر با دانشجویان درباره مشکلات می‌گویند ولی با تمام معممین از مشکلات خود می‌گویند و از آنها مطالبه دارند. 

❗️اما تا چه شود مسئولی پا به حوزه بگذارد و پاسخگو باشد که النادر کالمعدوم است. اینکه مسئولان با حوزه علمیه غریبه هستند، بخشی از آن به خود حوزه هم برمی‌گردد که آنچنان که بایسته بوده پیگیر مطالبه از مسئولان مختلف نبوده‌اند، یا حداقل حساسیتی از سوی حوزه نسبت به اخبار آن مسئولیت دیده نشده است. 

🔹 البته برخی مسئولان به مجمع نمایندگان آمده‌اند ولی معمولا سؤالات جدی در آنجا مطرح نشده و خبر کامل محتوای جلسات هم منتشر نشده است. 

‼️ دوازده سال رئیس مجلس از حوزه انتخابی قم بود، ولی یکبار هم به میان طلاب نیامد یا دعوت نشد برای پرسش و پاسخ.

 

🔹 شاید کسی بگوید سؤالات طلاب همان سؤالات دانشجویان است، اما چنین نیست؛ چون نوع دغدغه طلاب با دانشجویان متفاوت است. شاهد این تفاوت، در رفتارها و کنشهای اجتماعی و سیاسی طلاب و دانشجویان است. 

🔹 طلاب و فضلا نسبت به دانشجویان کرسی سخنرانی بیشتری دارند و ارتباط با ایشان باید قوی‌تر از دانشگاه باشد ولی واقعیت برعکس است.

✅ بنابراین وظیفه روابط عمومی حوزه است که برای جلسات عمومی طلاب با مسئولان، تدبیری بیندیشد و شور و حالی ایجاد کند.

  • صادقی

🎥 حجه الاسلام نظافت

  • صادقی