نماز شب و نوافل جزء واجبات طلبگی است! اهمیت نماز شب در بیان رهبر انقلاب
یکی از مستحباتی که تقریبا تمام علما به طور ویژه به آن ملزم بودند نوافل یومیه و به طور ویژه «نماز شب» است. نقش «نماز شب» و نوافل در پیشرفت علمی و معنوی به حدی زیاد است که رهبر انقلاب درباره نوافل و قرآن خواندن فرمودند جزء واجبات صنفی طلاب است. نمونه هایی از بیانات رهبر انقلاب در اهمیت نوافل و نماز شب در ادامه تقدیمتان خواهد شد و امیدواریم پس از مطالعه این بیانات تصمیم جدی بر خواندن نمازشب بگیریم و از برکات آن بهره مند شویم.
نافله و قرآن برای طلبه واجب است؛ واجب وظیفهای و شغلی!
هر جا علما خوب بودند، خوب عمل كردند، خوب مشى كردند، مردم از بركات خوبى اينها استفاده كردند. اگر خداى نكرده ما وضعمان بد باشد، ما معنويت نداشته باشيم، ما نورانيت نداشته باشيم، ما اخلاص نداشته باشيم، ما براى خدا كار نكنيم، آنوقت ديگر از مردم، انتظارى نمىشود داشت. البته مردم خوبند. مردم، در آن صورت، از اهل علم خودشان بهترند. اما دچار سختى خواهند شد مردم، بدين معنى كه ايمانهاىشان متزلزل خواهد شد. در مقابل مشكلات، تحمل نخواهند توانست بكنند و خداى نكرده گمراهى، گريبان آنها را خواهد گرفت.
اگر انشاءالله شما خوب باشيد، خوب حركت كنيد، خوب درس بخوانيد، خودتان را بسازيد،
نافله بخوانيد، قرآن بخوانيد، نماز اول وقت بخوانيد، كه اين سه چيز براى طلبه واجب است.
نماز اول وقت و نافله و قرآن. واجب شرعى نمى خواهم بگويمها، واجب وظيفه اى – شغلى است. طلبه اى كه با قرآن انس نداشته باشد، طلبه اى كه اهل نافله نباشد، طلبه اى كه نمازش را بگذارد آخر وقت، يك چيز مهمى را لنگ دارد، كسر دارد.
(بیانات رهبری در مراسم عمامه گذاری بيانات در مراسم عمامه گذارى در روز ميلاد حضرت زهرا 72.9.14 منتشر نشده در سایت)
نماز شب را ترک نکنید، ولو اگر نتوانستید قضای آن را بخوانید
و توجّهات معنوی؛ یعنی واقعاً بدون توجّهات معنوی نمیشود، بدون توسّل، بدون دعا، بدون نماز شب، بدون مراجعه و خواندن صحیفهی سجادیه نمیشود. … و بخصوص من توصیه میکنم نماز شب را تا آنجایی که میتوانید، ولو یک وقتی هم نتوانستید، مثلاً قضایش را [بخوانید]، ترک نشود؛
یعنی دنبال کنید اینها را، اینها خیلی اثر میگذارد، نورانیّت میدهد به شما و آن وقت این نورانیّت، به شما کمک میکند در پیدا کردن راه. یک چیزهایی را انسان از این و آن هم هر چه سؤال کند، به درد نمیخورد؛
یعنی گاهی از یک کسی هم یک چیزی میشنود اما در انسان اثری نمیگذارد. اگر آن نورانیّت پیدا شد، دلها را باز میکند، انفتاح میدهد، بهجت معنوی به انسان میدهد. و شماها جوانید؛ شما هم از این جهت از ماها جلوترید، بهترید، آسانتر است برای شما کار تا برای ما. 97.12.13
اين سه چيز براى طلبه واجب است: نماز اول وقت و نافله و قرآن. واجب شرعى نمى خواهم بگويمها، واجب وظيفه اى – شغلى است. طلبه اى كه با قرآن انس نداشته باشد، طلبه اى كه اهل نافله نباشد، طلبه اى كه نمازش را بگذارد آخر وقت، يك چيز مهمى را لنگ دارد، كسر دارد.
نافله بسیار مهم است، همه علما به نافله شب تأکید میکنند
نافله خیلی چیز مهمّی است. (جوانان را) مقیّدشان کنید به نوافل، به نماز با توجّه، با حضور قلب. در نوافل هم مثلاً آنکه از همه برتر است، نافلهی شب است. همهی اینهایی که واردند، در این راهند، همه تأکید میکنند. پیداست یک چیزی است دیگر!
من تصوّر خودم این بود که بعد از نافلهی شب، نافلهی مغرب اهمیت دارد. گاهی هم همینطور صحبت میشد به بعضیها میگفتم که «نافلهی مغرب را فراموش نکنید» چند روز پیش یک کتابی خواندم از مرحوم آقای قاضی که ایشان خب دستورالعمل داشت، نامههای خیلی خوبی هم دارد… من دیدم که ایشان در نامهی خیلی خوب و پرمغزی که به یکی از شاگردانش نوشته، توصیه میکند به نوافل؛
میگوید: «پنجاه و یک رکعت را حتماً در شبانهروز بخوانید. اگر نشد، این قدر کم کنید. اگر نشد، این قدر کم کنید، و اگر هیچ نشد، هشت رکعت نافلهی ظهر را بخوانید» این را من نشنیده بودم، این خیلی چیز تازهای برای من بود. ایشان میگوید: «نافلهی ظهر، صلاة الأوّابین »
نماز با حضور قلب، نافله… قرآن؛ اگر چنانچه در روز، یک مقداری قرآن با تدبّر بخوانند، حتماً خود اینها جوانها را میکشاند. چون دلهایشان آماده است، جوانند، پاکیزهاند. اینها را إنشاءالله به راههایی میکشاند.
(بیانات در دیدار همسر امام راحل در جماران، 26/12/1383) (منشور حوزه و روحانیت ج1 ص355)
بخصوص من توصیه میکنم نماز شب را تا آنجایی که میتوانید، ولو یک وقتی هم نتوانستید، مثلاً قضایش را [بخوانید]، ترک نشود؛
آمادگی روحی با نماز شب به دست میآید
تا آنجايى كه ميتوانيد، به نماز و توجّه و ذكر در نماز و به نوافل اهمّيّت دهيد. خداى متعال به پيغمبر اكرم ميفرمايد: «قُمِ اللَّيْلَ إِلاّٰ قَلِيلاً. نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلاً. أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً. إِنّٰا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقِيلاً»؛ يعنى نصف شب را بيدار بمان، يا دو ثلث شب را بيدار بمان و عبادت كن – كه اين براى پيغمبر است؛
من و شما خيلى دهنمان ميچايد كه از اين حرفها براى خودمان بزنيم – چرا؟ «إِنّٰا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقِيلاً»؛ ما ميخواهيم سخن سنگينى را به تو القا كنيم؛ ميخواهيم حرف بزرگى را به تو بزنيم؛ بنابراين بايد خودت را آماده كنى.
بار سنگين احتياج به آمادگى روحى دارد؛ اين آمادگى روحى هم همينطورى به دست نمىآيد. اينكه ما بگوييم آقا برو دلت را صاف كن، بله، اساس همان صاف كردن دل است؛ امّا صاف كردن دل فقط از راه نماز، از راه توسّل، از راه توجّه و از راه ذكر به دست مىآيد.
اگر كسى خيال كند كه ميتوان دل و روح را بدون اينها صاف كرد، سخت در اشتباه است. از راه گريهى نيمهشب، از راه خواندن قرآن با تدبّر و با دقّت، از راه خواندن ادعيهى صحيفهى سجّاديّه، دل انسان صاف ميشود؛ وَالّا اينطورى نيست كه بگوييم آقا برو دلت را صاف كن؛ هر كارى هم كردى، كرد. 84.6.8

