مناهج

مناهج
نگرش ها و دغدغه های حوزه و روحانیت

شهید عرصه فقاهت و تبیین

جمعه, ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۱، ۰۶:۳۳ ق.ظ

🖋 بی بی معصومه سجادی

🔸 ۷۰۹ سال پیش، پسری در روستای جزین، منطقه جبل عامل، کشور لبنان، به دنیا آمد. نامش را محمّد نهادند. پدر و عموی محمّد، عالِم بودند. بنابراین وی تا ۱۶ سالگی علوم مقدماتی و ریاضیات را نزد آنها فرا گرفت.

🔹 محمد بن جمال الدین مکی عاملی پس از ۱۶ سالگی، مهیای هجرت شد. او از لبنان به عراق رفت و در آنجا با اخلاص و سختکوشی بی امان، تحصیلاتش را نزد مجتهدین بنام آن زمان ادامه داد و در ۱۷ سالگی از استادش فخرالمحققین اجازه‌ی اجتهاد دریافت کرد. همچنین چند سال بعد از «تاج الدین ابن مُعیه حسنی»، اجازه اجتهاد و نقل حدیث دریافت کرد.

🔹 در ۲۱ سالگی چون زادگاهش به حضورش نیاز داشت، به روستایش جزّین بازگشت و برای تربیت شاگرد، مدرسه‌‌ی علمیه تأسیس کرد؛ که از بقیه مدارس جبل عامل، پیشرفته‌تر و در تدریس فقه و اصول پیشگام بود، و با این کار، نیاز روستاها و شهرها به روحانی تأمین می‌شد.

🔹 او به کشورهای عربستان، سوریه، فلسطین و‌.‌.. سفر کرد و حتی از علمای اهل سنت اجازه روایت حدیث گرفت چراکه علاوه بر علوم ناب اسلامی، بر فقه مذاهب اهل سنت نیز تبحر یافته بود.

🔹 و حال محمد بن جمال الدین، وجودی گرانبهاتر از الماس داشت که با زندگی در میان اهل سنت، با تقیه به تعمیق و گسترش بی سابقه‌ی فقه شیعه می‌پرداخت.

🔹 شهید اول، مجتهدی فقیه، سیاسی و بصیر و مخلص بود، زمانی که در ایران گروهی از شیعیان با عنوان سربداران به نام اهل بیت(علیه السلام) قیام کردند، محمد از آنها حمایت کرد و با عنایت الهی، برای تثبیت و ترویج فقه شیعه در ایران و مبنایی برای حکمرانی فقهی؛ مخفیانه "لمعه دمشقیه" را نوشت.

آری! علامه زمان، صاحب تحقیق و تدقیق، دانشمند عالی مقام و مورد وثوق امامیه، ملجأ شیعیان و پرچمدار شریعت، از سرچشمه‌های آرای فقهی دانشمندان، شهید اول، محمّد بن جمال الدین مکی عاملی (رضوان الله تعالی علیه) چنین بر تاریخ فقاهت درخشید.

🔹 این شهید مظلوم، عمّار عصر خویش، بخاطر مبارزه بی امان با انحرافات و شبهات و پاسداری از "مذهب شیعه" این گنج گرانبهای نبوّت و امامت، با سرکوب فتنه (جالوش) صبر فاسدان و حسودان زمان خویش را که چشم دیدن رشد و شکوفایی شیعه را نداشتند؛ لبریز کرد. 

🔹 آنها برای اینکه او را از سر راه منافعشان بردارند، پاپوشی برایش درست کردند و این شهید عزیز را یک سال ناعادلانه به حبس انداختند و بعد هم در دادگاهی سوری با حماقت تمام، حکم قتل وی را صادر کردند. 

🔹 در حالیکه هیچ دادگاه اسلامی چنین حکم قتلی را تأیید نمی‌کند که اول، شخص را با شمشیر بکشند و سپس جنازه‌ی پاره پاره شده‌اش را به دار بیاویزند و بر تکه‌های بدن مطهرش ناجوانمردانه سنگ بزنند و به این نوع حکم اکتفا نکنند و پیکر پاک و زخمی و پاره پاره‌اش را در آتش بسوزانند و حتی تحمل دیدن خاکستر جسد او را هم نداشته باشند و خاکسترش را هم بر باد بدهند.

🔹 تاریخ گواهی می‌دهد شهادت افتخار عالمان شیعه است؛ هر چه قسی القلب‌تر به شهادت برسند بر آنان شیرین‌تر از عسل است و خداوند بهترین حامی و ناظر است.

❓امروز هر طلبه و مسؤولی باید از خود این سئوال را بپرسد که در مقابل این شهید مظلوم بی‌مزار که تنها ۵۲ سال از خدا عمر گرفته بود و پس از مجاهدت‌های علمی و تبیینی طاقت‌فرسا در آخر هم با شهادت خویش مُهر قبولی را بر مجاهدت‌های جانانه‌اش زده بود، من چه کرده‌ام؟

❓آیا در راه تحقق دغدغه‌ها و منویات امامین انقلاب -یعنی گسترش فقه و فقاهت شیعه و رسیدن به تمدن نوین اسلامی- که متوجه من هست قدم بر می‌دارم؟

❇️ امیدوارم شهید اول؛ نزد آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام برای همه طلاب و مسئولین این راه دعا کنند و توفیقات روزافزون برایمان استمداد نمایند، توفیقاتی که جریان ساز بشود. ان‌شاءالله.

  • صادقی

شهدای روحانی

شهید اول

مناهج

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">